ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

291

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

موسى رو به من كرد و گفت : چه مقدار با خود آذوقه دارى ؟ گفتم : مقدار خيلى كمى . موسى گفت : آذوقهء اندكى با توست در حالى كه تو فرماندهء لشكر هستى ؟ خدايا ، آنان را از اين دروازه بيرون ببر . مغيره گويد : ما شب را به روز آورديم در حالى كه آنان از همان دروازه بيرون رفتند . موسى از آن دروازه داخل شد ، و فرزندش مروان را براى دستگيرى آنان فرستاد تا اين كه با يك ديگر جنگ سختى كردند و در نهايت پيروز شدند و غنيمت‌هاى زيادى را به دست آوردند . جعفر بن اشتر گفته است : من در جنگ اندلس همراه موسى بودم . يكى از دژهاى بزرگ آنان را به محاصره خود در آورديم . به مدت بيست شب آن محاصره طول كشيد ، ولى نتوانستيم آن دژ را فتح كنيم . وقتى كه اين چنين شد موسى گفت : خود را براى جنگ بزرگ آماده كنيد . گمان كرديم دشمنان به او حمله كرده‌اند ، ولى چنين نبود . تا اين كه متوجه شديم او مىخواهد براى ما سخن بگويد : اى مردم ، من در جلوى لشكر به حركت در مىآيم ، اگر ديديد تكبير مىگويم و حمله مىكنم ، شما نيز اين چنين كنيد . مردم گفتند : سبحان الله ، مگر عقل خود را از دست داده است . او به ما فرمان مىدهد به سنگ حمله كنيم در حالى كه هيچ گونه پيشرفتى نداشته‌ايم . موسى وقتى مردم را ديد ميان آنها ايستاد و دست‌هاى خود را بالا برد و دعا كرد ، مردم منتظر فرمان او بودند تا اين كه موسى تكبير گفت و مردم نيز تكبير گفتند . موسى به همراهى مردم حمله كرد ، دژ سقوط كرد و مردم وارد شدند و مقدار فراوانى غنيمت به دست آوردند . يكى از كنيزهاى عبد الله بن موسى چنين گفت : موسى يكى از دژها را كه من نيز در آن بودم به محاصره درآورد . تا اين كه مردم دژ به سوى موسى رفتند و با او جنگ شديدى كردند . سرانجام موسى پيروز و قلعه نيز فتح شد . وقتى كه دژ ديگر وضعيت را چنين ديد ، خود با موسى صلح كردند . اين دو فتح در يك روز براى موسى به دست آمد . موسى در روز دوم به سوى دژ سوم به حركت در آمد و با مردم آن دژ جنگ سختى كرد . مسلمانان در اين جنگ حملهء سراسرى انجام دادند و پيروز شدند . عبد الرحمن بن سلام گويد : من در همهء جنگ‌ها همراه موسى بودم ، او هيچ پرچمى را بلند نكرد مگر اين كه پيروز مىشد ، اين وضعيت ادامه داشت تا اين كه سرانجام مرد . ابن صخر گويد ، وقتى كه موسى به اندلس رسيد يكى از اسقف‌ها به موسى گفت : من خبر تو را در كتاب‌هاى گذشته خصوصا در كتاب دانيال نبى خوانده‌ام . تو به زودى با دو تور به پيروزيهايى دست مىيابى ، يكى از آنان مردى است كه در خشكى مىجنگد و ديگرى