ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

280

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

قتل رساند از اين روى آن بركه به نام كمامون معروف شد . وقتى كه عياش در ميان آنان مشغول جنگ بود وى را به صلح فرا خواندند . عياش نيز بعضى از سران آنان را نزد موسى فرستاد . مردم كتامه نيز نزد موسى آمدند و با وى صلح كردند و موسى نيز كسى را از خود آنان حاكم گردانيد . يكى از مردم كتامه نامه‌اى براى موسى نوشت كه من بزرگ خود را كشته‌ام ، و هم اكنون مىخواهم به جاى او باشم . موسى در مورد آنان شك و شبهه‌اى داشت . عده‌اى از آنان كه نزد موسى به عنوان گروگان بودند از وى درخواست كردند تا به آنان اجازه دهد به صيد بروند . موسى نيز به آنان اجازه داد ، پس از اين موضوع شك موسى در مورد آنان تبديل به يقين شد چون موسى پس از مدتى فهميد كه آنان فرار كرده‌اند ، بنا بر اين عده‌اى را سواره به دنبال آنان فرستاد . وقتى آنان را گرفتند ، موسى خواست آنان را به دار بزند . آنان گفتند : اى امير ، در كشتن ما شتاب مكن . هيچ يك از پدران و قوم ما هرگز نمىخواستند وارد جنگ شوند . ما در دست تو هستيم ، اگر ما را به سوى كتامه بفرستى آنان از زنده بودن ما اطمينان مىيابند و جنگ نمىكنند . موسى وقتى چنين كرد آنانى نيز كه در دژ بودند بيرون آمدند و با موسى بار ديگر صلح كردند . پيروزى بر صنهاجه بعضى از جاسوسان موسى آمدند و به وى گفتند : مردم صنهاجه در حالت غرور و غفلت هستند . موسى بن نصير همراه چهار هزار نفر از نيروهاى خود و دو هزار نفر از مردمانى كه از قبايل بربر بودند به سوى دژ صنهاجه حركت كرد . موسى ، عياش را به همراهى دو هزار سوار باقى گذاشت و آرايش نظامى خود را چنين ترتيب داد : مقدمهء لشكر ، عياض بن عقبه ، جناح راست ، مغيرة بن ابو برده ، جناح چپ زرعة بن ابو مدرك . هنگامى كه صنهاجه در غفلت كامل بودند موسى به آنان حمله كرد . در آن روز يكصد هزار رأس غنيمت گرفت كه شامل شتر ، گاو ، گوسفند و اسب و چيزهاى ديگر كه قابل شمارش نبود ، مىشد . در سال 80 به سوى قيروان حركت كرد . مردم وقتى كه از پيروزيهاى موسى در غرب آگاه شدند تصميم گرفتند تا به طرف غرب بروند . از اين رو مغيره به دژ صنهاجه حمله برد و ميان آنان جنگ شديدى روى داد . مغيره پيروز شد و تعداد 60 هزار رأس مجموع غنيمت آنان مىشد .