ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

233

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

غصب كرده و بر اموال و دارايىهاى آنان مسلط شده است . او بر پيروان تو بدون رضايت آنها حكومت مىراند . نيكان آنان را مىكشد و بدان آنان را باقى مىگذارد ، مرگ بر او باد همچنان كه بر قوم ثمود چنان رفت . او پيشواى ما نيست ، زود نزد ما بيا ، شايد خداوند به واسطهء تو ما را به راه راست هدايت كند . نعمان بن بشير در قصر دار الامارهء كوفه است ، ما در روز جمعه با او همراه نمىشويم و نماز عيد را با او به جا نمىآوريم . اگر بدانيم تو به كوفه خواهى آمد او را بيرون خواهيم كرد ، و به شام خواهيم فرستاد . و السلام . حسين بن على ، مسلم بن عقيل را براى گرفتن بيعت از مردم كوفه به آن جا گسيل داشت ، در حالى كه نعمان بن بشير كارگزار يزيد در كوفه بود . نعمان بن بشير گفت : يقينا دختر زاده رسول خدا ( ص ) عزيزتر از يزيد بن معاويه است . اين سخن نعمان به اطلاع يزيد رسيد ، خواست تا نعمان را از مقام خود بر كنار كند . يزيد به مردم شام گفت : چه كسى را بر كوفه حاكم گردانم ؟ آنان گفتند : آيا به رأى و نظر معاويه خشنود مىشوى . يزيد گفت : آرى . مردم شام گفتند : سندى موجود است كه معاويه ، عبيد الله بن زياد را به حكومت عراقين گماشته است . يزيد گفت : پس عبيد الله را به عنوان كارگزار خود به كوفه مىفرستم . عبيد الله قبل از اين كه حسين به كوفه برسيد ، به كوفه رسيد ، مسلم بن عقيل نيز براى حسين بن على از سى هزار نفر از مردان كوفه بيعت گرفت . مردم كوفه همراه مسلم بن عقيل شدند تا عبيد الله را از كوفه بيرون كنند . عبيد الله پيش دستى كرد و بر مسلم و يارانش تنگ گرفت تا جايى كه عدهء قليلى همراه مسلم ماندند ، مسلم نيز در كوچه‌هاى كوفه تنها ماند و لشكريان عبيد الله از بالاى ديوار بر وى سنگ و آجر مىريختند . مسلم به خانهء هانى بن عروه پناه برد ، هانى در نظر مردم كوفه از وجههء بالايى برخوردار بود ، به مسلم پيشنهاد كرد من خود را بيمار نشان مىدهم وقتى عبيد الله به خانهء من آمد تا از من ديدار كند ، تو گردن او را بزن . هانى كسى را نزد عبيد الله فرستاد و به وى خبر داد كه بيمار است تا جايى كه از شدت بيمارى خون بالا مىآورد . هانى به مسلم سپرده بود وقتى من گفتم تشنه‌ام شما از پشت پرده بيرون آييد و گردن عبيد الله را بزنيد . عبيد الله وارد خانهء هانى شد ، هانى چند بار با صداى