ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

231

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

به نام خداوند بخشنده مهربان اختلاف راويان در مورد حادثهء حرّه هنگامى كه مردم مدينه با يزيد بن معاويه بيعت كردند ، حسين بن على از مدينه بيرون رفت و در مكه همراه با عبد الله بن زبير رحل اقامت افكند . عمرو بن سعيد بن عاص در ماه رمضان به عنوان كارگزار مدينه و علاوه بر آن از سوى يزيد براى برقرارى موسم حج برگزيده شد . وليد بن عقبه نيز از كارگزارى بر مدينه بر كنار شد . عمرو بن سعيد بن عاص هنگامى كه در مدينه بالاى منبر رفت ، ناگهان بينى وى خونريزى كرد . مردى عرب كه در مقابل عمرو نشسته بود گفت : به خدا سوگند ، او براى خون نزد ما آمده است . پس از آن مردى ديگر آمد تا عمامهء عمرو را از سر او بر دارد ، موفق نشد ولى گفت : به خدا سوگند همهء مردم را خواهد گرفت و مرد ديگرى برخاست و با چوب دستى خود كه دو سر داشت به طرف عمرو آمد و گفت : به خدا سوگند ، مردم گروه گروه شده‌اند . عمرو بن سعيد به سوى مكه رفت و در روز ترويه به مكه رسيد ، حسين بن على نماز خود را خواند و از مكه بيرون رفت . وقتى كه عمرو از اعمال حج فارغ شد ، به او خبر رسيد كه حسين از مكه بيرون رفته است ، وى نيز به همراهيان خود گفت : سوار بر مركب‌هاى خود شويد و حسين را هر جا كه هست بگيريد . مردم از اين سخن عمرو شگفت زده شدند . ولى هر چه به دنبال حسين گشتند او را نيافتند . عبد الله بن جعفر پسرانش عون و محمد را در پى حسين فرستاد تا وى را به مكه باز گردانند ولى حسين از اين كه برگردد خوددارى كرد . حسين به همراه دو پسر عبد الله به راه خود ادامه داد . عمرو بن سعيد به مدينه بازگشت و در پى عبد الله بن زبير فرستاد ، او نيز همچون حسين از اين كه نزد عمرو بيايد خوددارى كرد در حالى كه عده‌اى از مردان قريش و غير قريش همراه عبد الله بن زبير بودند . عمرو بن سعيد لشكرى را براى جنگ با عبد الله بن زبير به مدينه فرستاد . او گروهى را براى رفتن مورد ضرب و شتم قرار داد ولى آنان از رفتن به مدينه خوددارى كردند . عمرو از