ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

213

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

معاويه نامه‌اى براى عبد الله بن سلام نوشت و او را به فرماندارى عراق گماشت . ابو هريره و ابو دردا در شام ، نزد معاويه بودند . هنگامى كه عبد الله بن سلام به شام رسيد ، معاويه فرمان داد وى را به خانه‌اى كه براى وى در نظر گرفته شده بود ببرند . معاويه به ابو هريره و ابو دردا گفت : فرزند من يزيد به عشق زنى شوهر دار مبتلا شده است ، من از اين خشنود هستم كه كسى همچون عبد الله بن سلام همسر آن زن است . حالا نظر خود را در اين مورد بيان كنيد . ابو هريره و ابو دردا گفتند ، سزاوارترين مردم براى شكر كردن نعمت‌هاى خداوند ، تو هستى كه يار رسول خدا ( ص ) و كاتب او بودى . معاويه گفت : سخنان مرا به عبد الله بن سلام برسانيد ، اميد آن دارم كه سخن مرا بپذيرد و ارينب را طلاق دهد . وقتى كه ابو هريره و ابو دردا مىخواستند از خانه خارج شوند و به ديدار عبد الله بن سلام بروند ، معاويه به دخترش گفت : وقتى كه ابو هريره و ابو دردا نزد تو آمدند ، بگو كه تو خواهان آن هستى كه عبد الله بن سلام را به عنوان همسر انتخاب كنى به شرط اين كه ارينب را طلاق دهد . وقتى ابو هريره و ابو دردا نزد عبد الله آمدند و موضوع را با وى در ميان گذاشتند او بسيار خوشحال شد و حمد و سپاس خداوند را به جا آورد و گفت : هر چه را كه امير المؤمنين گويد مىپذيرم ، امير المؤمنين با اين كار خواسته است مرا به خود نزديك گرداند و نعمتش را براى من كامل كند . آن گاه ابو هريره و ابو دردا را نزد معاويه فرستاد ، و آنان نيز موضوع را با دختر معاويه در ميان گذاشتند . دختر معاويه ، سخنان معاويه را تكرار كرد . عبد الله وقتى كه ديد تنها مانع در اين راه ، وجود ارينب است تصميم گرفت وى را طلاق دهد . از اين روى ابو هريره و ابو دردا را گواهان اين طلاق قرار داد . معاويه در نامه‌اى يزيد را از اين كه عبد الله بن سلام ، ارينب را طلاق گفته است ، آگاه گردانيد . ابو هريره و ابو دردا نيز موضوع طلاق ارينب را به اطلاع دختر معاويه رساندند . وى نيز ازدواج با عبد الله را نپذيرفت ، وقتى كه ابو هريره و ابو دردا موضوع عدم پذيرش ازدواج را از طرف دختر معاويه به اطلاع عبد الله رساندند وى به شعر زير تمثل جست : اگر چه امروز گذشت و روى برگرداند / فردا در راه است و بيننده آن را نزديك خواهد ديد . ابو هريره و ابو دردا پس از آن نزد ارينب رفتند و او را از اين كه شوهرش وى را طلاق داده است آگاه گردانيدند . وى نيز با صبورى هر چه بيش‌تر اين كار عبد الله را پذيرفت و اين را از آن دانست كه كار در دست خداست و هر چه را كه او بخواهد همان خواهد شد . پس از اين