ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
195
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
گرفته شده است قرآن مىفرمايد : « به حكم كتاب خدا ، خويشاوندان به يك ديگر سزاوارترند . » ( انفال ، آيهء 75 ) و اگر به سنت رسول خدا ( ص ) گرفته مىشود پس سزاوار همان رسول خدا ( ص ) است و اگر به سنت ابو بكر و عمر گرفته مىشود پس چه كسى برتر و سزاوارتر از فرزندان رسول خدا ( ص ) به اين كار است . به خدا سوگند ، اگر فرزندان رسول خدا ( ص ) كار خلافت را در دست بگيرند ، خلافت در جايگاه خود قرار گرفته است در اين صورت اطاعت خداوند و عصيان شيطان شده است . معاويه تقواى الهى را در نظر گير ، تو راعى هستى و ما رعيت ، در كار رعيت خود نگاه كن ، فردا در مقابل آن مسئولى و مىبايد پاسخ گويى . آنچه در مورد پسر عموهايم ، حسن و حسين گفتى و آنان را به اين جا نخواندى ، به خدا سوگند ، به حق رفتار نكردى در حالى كه خلافت براى تو بدون آنان راست نمىگردد . تو مىدانى آنان معدن علم و كرامتند . خواهى بخوان و خواهى رها كن . از خداوند براى خودم و شما خواهان مغفرت و بخشش اويم . سخنان عبد الله بن زبير ستايش مخصوص خداوندى است كه دين خود را به ما شناساند و ما را به واسطهء پيامبر ( ص ) بلند مرتبه كرد . گواهى مىدهم كه خدايى جز او نيست و محمد ( ص ) بنده و فرستاده اوست . اين خلافت فقط از آن قريش است زيرا آنان داراى رفتارى نيك و پدرانى بزرگوار و فرزندانى بخشندهاند . معاويه ، تقواى الهى را در نظر گير و انصاف را رعايت كن ، او عبد الله بن عباس پسر عموى رسول خدا ( ص ) است . او نيز عبد الله بن جعفر طيار پسر عموى رسول خدا ( ص ) است . من نيز عبد الله بن زبير پسر عمهء رسول خدايم . على كسانى همچون حسن و حسين را از خود به جاى گذاشته است و تو مىدانى كه آنان كيانند . معاويه ، تقواى الهى را در نظر گير ، تو داور ميان ما و ميان خودت هستى . سپس سكوت كرد . سخنان عبد الله بن عمر ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به واسطهء دينش بزرگ گردانيد . و ما را به واسطهء پيامبر ( ص ) برترى داد . اين خلافت همچون سلطنت هرقل ، قيصر و كسرى نيست ، كه اگر پدر درگذشت فرزند جاى آن را بگيرد . اگر اين چنين بود من هم اكنون مىبايست بر جاى پدرم بنشينم . به خدا سوگند ، پدرم مرا داخل شورا كرد در حالى كه بهرهاى از خلافت براى من در نظر نگرفت . خلافت فقط از آن قريش است و آن كسى كه عامهء مسلمانان از او راضى