ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

190

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

است كه مىخواهد دشمنى از خودت را بر تو مسلط كند . و آرزوى آن را دارد كه تو هر روزى بميرى و باز زنده شوى . معاويه ماجراى بيعت را نيز به اطلاع يزيد رسانيد . تلاش معاويه براى گرفتن بيعت براى يزيد وقتى كه نمايندگان نواحى مختلف دمشق نزد معاويه گرد آمدند ، معاويه ، ضحاك بن قيس را فرا خواند و به او گفت : وقتى كه من از سخن گفتن فارغ شدم ، از من اجازه بخواه و پس از آن در مورد برگزيدن يزيد به عنوان جانشين من سخن بگو . معاويه از طرف ديگر به عبد الرحمن بن عثمان ثقفى و عده‌اى ديگر فرمان داد تا پس از سخن گفتن ضحاك بن قيس برخيزند و سخنان وى را تأييد كنند . سخنان ضحاك بن قيس وقتى معاويه سخنان خود را تمام كرد ، ضحاك اجازه خواست تا سخنانى بگويد . معاويه نيز به وى اجازه داد تا سخن بگويد ، ضحاك نيز چنين گفت : امير المؤمنين ، كسى است كه به واسطهء او راه‌هاى ما امن شده و خون‌هاى ما محفوظ نگه داشته شده است . آنچه را آرزو كرده‌ايم او براى ما فراهم كرده است . روزگار ما روزگارى كژمدار است . خداوند مىفرمايد : « و او هر روزى در كارى است » ( رحمان / آيهء 29 ) . ما نمىدانيم پس از مرگ تو چه كار كنيم . همهء پيامبران درگذشتند ، تو نيز مرگ را خواهى چشيد ، ما اميد آن داريم كه يزيد را به علت نيكويى مذهبش بر ما به عنوان خليفهء پس از خود برگزينى . همهء مسلمانان وى را دوست دارند . يزيد ، در عقل و سياست همچون پدرش است . هيچ كس سزاوارتر از يزيد براى تصدى خلافت نيست ، بر اين كار اقدام كن ، خداوند تو را در اين كار هدايت خواهد كرد . سخنان عبد الرحمن بن عثمان پس از ضحاك ، عبد الرحمن برخاست و چنين گفت : ما در زمانه‌اى زندگى مىكنيم ، كه آرزوهاى مختلفى در آن هويدا شده است . كارها كژى گرفته‌اند . درمان آن نيز بر ما پوشيده شده است . ما تو را به راه راست فرا مىخوانيم . ما يزيد را مىشناسيم و از اين كه وى به عنوان جانشين تو برگزيده شود خشنوديم . بر اين كار اقدام كن و او را بر ما ولايت بخش . در اين صورت كژىها و خصومت‌ها از ميان خواهد رفت . و راه‌ها امن خواهد شد . سپس نشست .