ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

153

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

تو جنگ نكرديم بلكه براى خداوند با آنان جنگيديم . اگر كار خداوند تغيير كرده است از آنان بپذير ، زيرا تو سزاوارتر هستى كه از حق پيروى كنى . تو به توفيق از ما سزاوارترى ، در حالى كه من راهى جز جنگ نمىبينم . سخنان عمير بن عطارد عمير بن عطارد گفت : طلحه ، زبير و عايشه دوست داشتنىترين مردم در نظر معاويه بودند . بصره به ما از شام نزديك‌تر است در حالى كه مردمى كه به مبارزه با تو برخاسته بودند از اصحاب رسول خدا ( ص ) بودند و بهتر از كسانى بودند كه امروز همراه معاويه مىباشند ، به خدا سوگند كه اين وضعيت ما را از جنگ با محارب دور نمىسازد ، با اين مردم بجنگ ما با تو هستيم . سخنان على پس از اين سخنان على بن ابى طالب برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند ، به مردم چنين گفت : اى مردم ، آنچه را كه به شما و دشمنان شما رسيده است ديديد . از آنان جز يك نفس باقى نمانده است و كار وقتى اعتبار مىيابد كه آخرش با اولش سنجيده شود . اين مردم بدون اين كه دينى داشته باشند در مقابل شما ايستاده‌اند ، از شما آنچه را مىبايد ببينند ، ديده‌اند . من نيز بر آنان آسان گرفتم ، فردا با اين شمشير بر آنان ، نزد خدا ، داورى خواهم كرد . آواى مردم شام و طلب يارى كردن از على وقتى كه سخنان على به آگاهى معاويه رسيد ، عمرو را فرا خواند و گفت : امشب ، شبى است كه على به ما حمله خواهد كرد ، نظر تو چيست ؟ عمرو گفت : مردان تو نمىتوانند در برابر مردان او بايستند . تو نيز همچون او نيستى . زيرا تو براى خلافت با او مىجنگى و او براى چيز ديگرى با تو مىجنگد . تو زندگى را مىخواهى و على مرگ را . آن مقدارى كه مردم عراق از تو مىترسند ، مردم شام از على نمىترسند اگر چه به هلاكت برسند ليكن آنان را به كتاب خدا فرا خوان ، تو نياز خود را خواهى گرفت . قبل از اين كه على تو را با دست‌هايش بگيرد . معاويه به مردم شام فرمان داد تا مردم عراق را فرا خوانند ، از اين روى آنان نيز شروع به