ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

144

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

بردند ، چنان كه از جريان كار كاملا آگاهى . از مردان قريش فقط شش نفر باقى مانده‌اند . دو مرد در شام [ من و عمرو ] دو مرد در عراق [ على و تو ] دو مرد نيز در حجاز [ سعد و عبد الله بن عمر ] . از آن شش مرد دو نفر به تو ناسزا مىگويند و دو نفر ديگر در مورد تو سكوت كرده‌اند . در حالى كه تو امروز و يا فردا پيشواى آنان خواهى شد و اگر مردم پس از عثمان با تو بيعت مىكردند ، ما زودتر از اين كه با على بيعت كنيم با تو بيعت مىكرديم . پاسخ ابن عباس به معاويه ابن عباس پس از خواندن نامهء معاويه خنديد و گفت : تا چه زمانى معاويه عقل مرا مخاطب سخنان خود قرار مىدهد و تا چه زمانى سخنان نامربوط كه با خود دارم به او بگويم [ كنايه از دست به سر كردن ] . سپس نامه‌اى بدين مضمون براى معاويه نوشت : نامه‌اى را دريافت كردم ، اما در مورد اين كه گفته بودى ما عثمان را به سبب اين كه سلطنت بنى اميه را در پى داشت بد گفته‌ايم ، به جان خود سوگند ، عثمان را موقعى دريافتى كه به كمك تو نياز داشت ولى تو او را يارى نكردى . در اين باره پسر عمويت وليد بن عقبه گواه است . اما اين كه گفته‌اى از مردان قريش فقط شش نفر باقى مانده است ، بگويم كه بهتر از آنان نيز وجود دارند كه با تو خواهند جنگيد . اين كه گفته‌اى عدى و تيم ما را مورد اجحاف قرار دادند ، مىگويم كه ابو بكر و عمر از تو و عثمان بهتر بودند . چنان كه على نيز بهتر از توست . اين كه گفته بودى اگر مردم با من بيعت مىكردند تو نيز بيعت مىكردى مىگويم ، آنان با على بيعت كردند و وى از من بهتر است . كسى نبايد به خلافت برسد مگر اين كه از اهل شورا بوده باشد . تو را چه به خلافت ، تو آزاد شدهء اسلام هستى و فرزند كسى كه از سركردگان احزاب بود و فرزند زنى جگر خوار . خطبه على على برخاست و براى مردم چنين گفت : مردم ، فرمان خداوند همچون قطرهء باران از آسمان فرو مىآيد . هر نفسى آنچه در توانش است درك مىكند ، آن كس كه در اهل و يا در مال نقصانى به او مىرسد نبايد خود را سرزنش كند . بدانيد ، مال ، كشت دنياست و عمل صالح كشت آخرت . گاهى خداوند اين دو را براى بعضى از مردم در يك جا جمع مىكند . طمع معاويه باعث شده است كه عده‌اى همراه او در اين لشكر جمع شوند . با ترك كردن دنيا همّ و