ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

141

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مرد همدانى گفت : چه چيزى تو را از بيعت او بيرون آورد ؟ عمرو گفت : متهم بودن وى دربارهء كشته شدن عثمان . مرد همدانى گفت : تو نيز على را متهم مىكنى ؟ عمرو گفت : آرى ، پس از آن به فلسطين رفتم . مرد همدانى به سوى قومش برگشت و گفت : ما نزد قومى رفتيم كه حجت را از دهانشان عليه خودشان گرفتيم ، على بر راه حق است ، از او پيروى كنيد . نامه معاويه براى ابو ايوب انصارى معاويه نامه‌اى براى ابو ايوب انصارى نوشت ، زيرا وى بيش‌تر از ديگر انصار معاويه را رد و انكار كرده بود . ابو ايوب وقتى نامهء معاويه را خواند آن را نزد على برد و براى وى نيز خواند . على گفت : بالشيباء [ زنى را گويند كه به خاطر از دست دادن فرزند ، مويش سپيد شده است ولى هنوز او را فراموش نكرده است ] يعنى اين كه من كشته شدن عثمان را فراموش نمىكنم . ابو ايوب نامه‌اى بدين مضمون براى معاويه نوشت : زن موى سپيد از دست دادن فرزندش را فراموش نمىكند ، مىدانم كه اين مثل را تو براى كشته شدن عثمان زده‌اى . ما كجا و كشندگان عثمان كجا ؟ كسى كه در كمينگاه عثمان نشست و مردم را از يارى كردن او جلوگيرى كرد تو بودى ، و كسانى كه عثمان را كشتند از انصار نبودند . سخنان نعمان بن بشير و قيس بن سعد نعمان بن بشير [ از سپاه معاويه ] در ميان دو لشكر ايستاد و گفت : قيس بن سعد ، شما جانب انصاف را در حق خودتان پاس نداشتيد . انصار در مورد عثمان مرتكب لغزش شدند و وى را در خانه‌اى خوار كرديد ، در روز جمل يارانش را كشتيد و امروز با مردم شام در افتاديد ، شما عثمان را خوار كرديد ، در حقيقت على را خوار كرديد ، اين در مقابل آن . شما حق را خوار كرديد و باطل را يارى ، آيا خشنود نشديد همچون مردم باشيد ، و سرانجام آتش جنگ را افروختيد . به خدا سوگند ، مردان شام را كسانى يافتيد كه به سرعت براى جنگ به سوى شما آمدند . قيس خنده‌اى كرد و گفت : به خدا سوگند دوست نداشتم تو را در اين جايگاه ببينم . كسى عثمان را كشت كه بهتر از او نبود و كسى او را خوار كرد كه بهتر از تو بود . با ياران جمل چون