ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

125

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ميان مخالف بودند . از جملهء آنان ، مالك اشتر ، عدى بن حاتم ، شريح بن هانى بودند كه در مقابل على ايستادند و يك زبان گفتند : كسانى كه از تو خواسته‌اند در كوفه بمانى براى اين بوده است تا تو را از رفتن به جنگ با شاميان بترسانند . در جنگ با آنان هيچ چيزى ترسناك‌تر از مرگ نيست كه آن را نيز ما خواهانيم . على به آنان گفت : من نيز آماده جنگ با شاميان هستم ، ولى هم اكنون جرير بن عبد الله در شام است . اميد آن دارم كه خير خواهى عبد الله را بپذيرند و بيعت كنند . پس از مدتى كه براى آنان در نظر گرفته‌ام كسى در شام نمىماند مگر اين كه يا فريب خورده است و يا اين كه عصيان كرده است . دوست دارم كه عدهء شما زياد شود . جرير در آمدن از شام بسيار سستى كرد تا جايى كه على از او نااميد شد . جرير نيز وقتى ديد معاويه در گفتن رأى خود تعلل مىورزد ، از معاويه خواست تا هر چه زودتر بيعت كند . معاويه در جواب جرير گفت : جرير ، بيعت نبايد مخفيانه باشد . بيعت كارى است كه بعد از آن را نيز بايد در نظر گرفت . مهلت بده تا آب دهانم را فرو دهم . مشورت معاويه با افراد مورد اعتمادش معاويه افراد مورد اعتماد خود را فرا خواند و با آنان به مشورت پرداخت . يكى از آنان به معاويه گفت : در اين مورد از عمرو بن عاص كمك خواه . چنان كه او را مىشناسى ، او در دوران عثمان براى خود گوشه‌نشينى را برگزيد ، اگر او را راضى گردانى شايد با تو همكارى كند و در اين مورد تو را راهنما باشد . نامهء معاويه به عمرو بن عاص معاويه در نامه‌اى براى عمرو بن عاص كه در آن هنگام در فلسطين بود چنين نوشت : خبرهايى در مورد على و طلحه و زبير به تو رسيده است . مروان حكم در پى شورشى كه در بصره عليه على روى داد به ما پيوسته است . جرير بن عبد الله نيز در بيعت با على بر من پيشى گرفت . من در مورد تو سكوت كرده‌ام . به خاطر نعمت خداوند اقدام كن ، و السلام .