باقرى بيدهندى
237
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
شه دين على صهر احمد كه هست * خداوند فياض را عين و دست وصيت نمود است ما را به پنج * كه هر يك از آن به ز صد گونه گنج مداريد اميد جز بر إله * مترسيد هرگز بجز از گناه شما را اگر شد ز امرى سؤال * كه هستند نادان و جاهل به حال مداريد از جهل شرم و حيا * كه گوئيد او را ندانيم ما ز مجهول پرسش نمودن بجاست * حيا از تعلم نمودن خطاست چو سر از بدن صبر ز ايمان بود * در او مندرج حب يزدان بود گنج عرفان صفحه 20 و 21