باقرى بيدهندى
289
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
شعر حكمتآميز ( حديث 211 ) انّ من البيان لسحرا و انّ من الشّعر لحكما و انّ من القول عيّا . . پيامبر اسلام ( ص ) ترجمه : بعضى بيانها سحر است و بعضى شعرها حكمت و بعضى سخنها الكنى است . . . نهج الفصاحة صفحه 185 ح 916 چون سخن گردد فصيح و كامل و موزون و شيوا * شعر گردد وانگهى بر طارم اعلى نشيند آن شنيدى گفتهاند الشعر حكمة قدر ميدان * كانچه گوئى حكمت آسا بر دل دانا نشيند نعمت اللَّه بيضائى متخلص بذكائى تذكرهء خوان نعمت ج 1 ص 124 در رابطه با فقره اول حديث ، در كتاب لسان الغيب معنائى وجود دارد كه مطلع شعر چنين است در كلام آدمى بس سحرهاست * كه نمىآيد بعقلى صاف و راست صفحه 372 شاعر ديگرى گويد : ز شعر آمد گهى حكمت پديدار * بشعر خويش بس كن حكمت اظهار بيان را گاه آثار آنچنان شد * كه سحر دلفريب اندر گمان شد گنجينهء گهر صفحه 22 مولوى نيز در بيت زير به حديث شريف فوق اشاره داشته است : گفت پيغمبر ( ص ) كه ان في البيان * سحرا و حق گفت آن خوش پهلوان