الشيخ محمد تقي فلسفي
61
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
عن يعلى العامرىّ انّه خرج من عند رسول اللَّه ( ص ) الى طعام دعى اليه فاذا هو بحسين ( ع ) يلعب مع الصّبيان فاستقبل النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله امام القوم . ثمّ بسط يديه . فطفر الصّبىّ هاهنا مرّة و هاهنا مرّة . و جعل رسول اللَّه ( ص ) يضاحكه حتّى اخذه . فجعل احدى يديه تحت ذقنه و الأخرى تحت قفاه و وضع فاه على فيه و قبّله . « 1 » مردى بنام يعلى عامرى از محضر رسول اكرم ( ص ) خارج شد تا در مجلسى كه دعوت داشت شركت كند . جلو منزل ، حسين ( ع ) را ديد كه با كودكان مشغول بازى است . طولى نكشيد رسول اكرم ( ص ) بمعيت اصحاب خود از منزل خارج شد . وقتى حسين ( ع ) را ديد دستهاى خود را باز كرد و از اصحاب جدا شد ، به طرف فرزند رفت تا او را بگيرد . كودك خندهكنان اين طرف و آن طرف ميگريخت و رسول اكرم ( ص ) نيز خندان از پى او بود . بچه را گرفت ، دستى زير چانهء كودك و دست ديگر پشت گردن او گذارد ، لب بر لبش نهاد و او را بوسيد . رهبر عاليقدر اسلام در حضور مردم با فرزندش چنين رفتار مىكند تا علاوه بر انجام وظيفه ، مردم را در راه تربيت فرزندان بشادكردن كودكان و بازى با آنان بيشتر متوجه فرمايد . قبّل رسول اللَّه الحسن و الحسين فقال الاقرع بن حابس انّ لى عشرة من الاولاد ما قبّلت واحدا منهم . فقال
--> ( 1 ) مستدرك جلد 2 صفحهء 626