الشيخ محمد تقي فلسفي

22

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

برود ، هيزم جمع كند ، با دوش خود حمل نمايد ، آن را بفروشد ، از قيمتش خويشتن را بىنياز كند ، و مازادش را صدقه بدهد ، بهتر از آنست كه از ثروتمندى درخواست كمك نمايد ، خواه مرد متمكّن به او چيزى بدهد يا محرومش سازد . عن زرارة عن الصّادق عليه السّلام : انّ رجلا اتاه فقال انّنى لا احسن ان اعمل عملا بيدى و لا احسن ان اتّجر و انا محارف محتاج فقال اعمل و احمل على رأسك و استغن عن النّاس . « 1 » زراره ميگويد مردى بحضور امام صادق عليه السّلام آمد عرض كرد دست سالمى ندارم كه با آن كار كنم ، سرمايه ندارم تا با آن تجارت نمايم ، مرد محروم و مستمندى هستم چه كنم ؟ امام صادق عليه السّلام كه ميديد سر آن مرد سائل سالم است و ميتواند طبق رسوم محلّى با آن كار كند راضى نشد عزّ و شرفش با گدائى از مردم در هم بشكند ، بوى فرمود با سرت بار برى كن و خود را از مردم مستغنى و بىنياز بدار . كان سيّد المرسلين يشترى الشّىء فيحمله الى بيته بنفسه ، فيقول له صاحبه اعطنى احمله ، فيقول : صاحب المتاع احقّ بحمله . « 2 » معمولا رسول اكرم چيزى را از بازار خريدارى ميكرد و شخصا

--> ( 1 ) محجة البيضاء 3 ، صفحهء 143 ( 2 ) محجة البيضاء 4 ، صفحهء 33