الشيخ محمد تقي فلسفي
260
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
منافق و دروغگو إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ . اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً . « 1 » موقعى كه منافقين نزد تو آمده و ميگويند ما بيقين نبوّت تو را گواهى ميدهيم باور مكن ، خدا ميداند كه تو رسول بر حقى و خدا گواهى ميدهد كه منافقين دروغ ميگويند . اينان سوگندهاى دروغ خود را سپر و پناهگاه ضعف و زبونى خود قرار دادهاند . دروغ عبارت از انعكاس و تغيير شكل عقدههاى حقارت و ترس يا ساير حالات روانى است و بعبارت ديگر اين عقدههاى روانى و ضعفهاى درونى مردم است كه به صورت دروغ در شكلهاى مختلف خودنمائى مىكند . بهر نسبتى كه فرد و خانواده و ملت بيشتر دچار ضعف و حقارت باشند بيشتر دروغ ميگويند . كسى كه در امور سياسى يا اقتصادى دچار شكست شده و مردم او را با ديدهء پستى و حقارت مىبينند زيادتر دروغ ميگويد ، خانوادهاى كه به علت آلودگى و انحراف اخلاقى منفور اجتماع گرديده و در باطن خويش ، احساس حقارت و پستى مىكند براى جبران عيوب خود بيشتر بدروغ متوسل مىشود . در كشورهائى كه عدل و آزادى نيست و با رژيم استبداد و خودسرى اداره ميشوند و مردم پيوسته در ترس و وحشت بسر مىبرند ، دروغ زيادتر است ، ملتهائى كه در طول ساليان دراز اسير اين و آن بوده و از نعمت استقلال و خود مختارى
--> ( 1 ) سورهء 63 آيهء 1 و 2