الشيخ محمد تقي فلسفي
208
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
سخنان أبو ذر در مزار فرزندش لما مات ذرّ بن ابى ذر مسح أبو ذر القبر بيده ثم قال : رحمك اللَّه يا ذرّ و اللَّه ان كنت بي بارا و لقد قبضت و انى عنك لراض . اما و اللَّه ما بى فقدك و ما علىّ من غضاضة و مالى الى احد سوى اللَّه من حاجة و لو لا هول المطّلع لسرّنى ان اكون مكانك و لقد شغلنى الحزن لك عن الحزن عليك و اللَّه ما بكيت لك و لكن بكيت عليك فليت شعرى ما ذا قلت و ما ذا قيل لك ثم قال : اللهم انى قد وهبت له ما افترضت عليه من حقى فهب له ما افترضت عليه من حقك فانت احق بالجود منى . « 1 » وقتى ذر ، فرزند ابى ذر غفارى صحابى محترم رسول اكرم از دنيا رفت و دفنش كردند ابى ذر كنار قبر آمد و دست روى قبر گذارد و گفت : فرزند ، خداوند تو را رحمت نمايد و اللَّه اگر تو در ايام حياتت نسبت به من نيكوكار بودى من هم در اين موقع كه از دنيا رفتهاى مراتب رضامندى خود را از تو ابراز مىكنم به خدا قسم من براى مرگ تو دچار حزن و ناراحتى نشدهام و به احدى جز خداوند نياز ندارم و اگر امر آخرت و موقف قيامت نمىبود خوشحال مىشدم كه من به جاى تو بودم ، هم اكنون اندوه من براى آخرت تو مرا از تأثر در مرگت بازداشته است . به حق قسم من بر تو و فقدانت گريه نمىكنم بلكه براى تو و منازلى را كه در پيش دارى اشگ ميريزم . كاش مىدانستم بعد از مرگ چه گفتهاى و به تو چه گفتهاند . سپس متوجه خداوند شد و عرض كرد بار الها آنچه را كه تو براى من به عنوان حق بر وى واجب كرده بودى من او را بخشيدم ، خدايا تو نيز آنچه را كه از حق خود بر او واجب كرده بودى ببخش كه به جود و بخشش از من شايستهترى .
--> ( 1 ) كافى ، جلد 3 ، صفحهء 250