الشيخ محمد تقي فلسفي
113
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
في الخبر و اعوذ بك من الجوع فانّه بئس الضّجيع . « 1 » در حديث آمده است كه پروردگارا از گرسنگى به تو پناه ميبرم كه هم - آغوش بدى است . جوع و قحطى قالت امرأة لأخرى و لهما ولدان يا فلانة تعالى حتّى نأكل انا و انت اليوم ولدى و اذا كان غدا اكلنا ولدك قالت لها نعم . فاكلتاه فلمّا ان جاعت من بعد راودت الاخرى على اكل ولدها فامتنعت عليها . فقالت لها بينى و بينك نبىّ اللَّه . فاختصما الى دانيال عليه السّلام فقال لهما و قد بلغ الامر الى ما ارى . قالتا له نعم يا نبىّ اللَّه و اشدّ . قال فرفع يده الى السّماء فقال اللّهمّ عد علينا بفضلك . « 2 » زن بچه دارى بزن ديگر كه او نيز فرزند داشت پيشنهاد كرد فلانى بيا امروز من بچهء خود را در ميان ميگذارم و هر دو نفر گوشتش را ميخوريم و روز بعد تو بچهات را بياور تا هر دو بخوريم ، گفتهء او مورد قبول واقع شد . زن اوّل كه خود پيشنهاد دهنده بود از فرزندش دل برگرفت و هر دو نفر طفلش را قطعه قطعه كردند و خوردند . نوبت بعد كه گرسنه شدند زن اوّل بدوّمى مراجعه كرد ولى زن دوّم از كشتن بچّهء خود امتناع نمود و كار بخصومت و دعوى كشيد . براى حكميّت بدانيال مراجعه كردند . دانيال نبى از شنيدن چنين دعوائى سخت ناراحت شد و گفت كار گرسنگى باينجا كشيده است ؟ گفتند بلى و از اين هم سختتر شده است . دانيال دست بدعا برداشت و از پيشگاه الهى درخواست تفضّل و رحمت نمود و خداوند قحطى را بر طرف كرد .
--> ( 1 ) سفينه 1 ، جوع ، صفحهء 196 ( 2 ) كافى 6 ، صفحهء 302