باقرى بيدهندى

34

گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )

حب الدنيا ( حديث 12 ) حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة . پيامبر ( ص ) ترجمه : دوست داشتن دنيا سرچشمهء هر گناهى است . مجموعهء ورّام ج 1 صفحه 128 ناصح به من غمگين با منطق گويائى * ميگفت شب دوشين كى زاهد هر جايى از چيست كه مىبينم پژمانى و افسرده * پيش آر اگر باشد هر گونه معمائى شايد ز پى حلش از ما رسدت يارى * برخيز نما منسوخ رسم من و هم مائى گفتم كه برادر جان با رنج و غم دوران * بر گوى چسان ممكن شد مرحله پيمائى قيد ار بزنم گويند تا چند تو در خوابى * بىقيديت آرد بار هر پستى و رسوائى ور زانكه بگيرم من دنبال علايق را * گويند كجا يا بى آن را كه تو جويائى از پاسخ من ناصح بر بست لب از گفتار * چندى و پس از آن گفت يك نكته شيوائى فرمود كه مىباشدستى سبب خذلان * بىقيد كجا يابد آقائى و مولائى بىقيد لئيم است و با قيد پليد اما * مطلوب بود هر دو با دانش و بينائى بگذار علايق را در بوتهء لاقيدى * ميجوى حقايق را گر طالب معنائى بر بند ز دنيا دل ميدار به عقبا روى * شايد كه رسى روزى بر عالم بالائى آنجا است كه دارى عار از مكنت قارونى * و آنجاست كه داراى ننگ از افسر كسرائى بيهوده تو اى فرزند در قيد مجازاتى * دنبال حقيقت رو تو معرفت افزائى