باقرى بيدهندى
117
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
باد بار آن زمان كانديشه دارد * خوش آن كو صبر كار و پيشه دارد بكشتى شكيب ار كس نشيند * زيان ز امواج اين دريا نه بيند نهج البلاغه منظوم از محمد على انصارى قمى ج دهم صفحه 174 - 175 فرازى از دعاى كميل ( حديث 66 ) الهى و ربّى من لى غيرك أسأله كشف ضرّى و النّظر في امرى . ترجمه : اى خداى من و اى پروردگار من ، كيست براى من جز تو كه سؤال كنم او را تا بگشايد مسكنت مرا و نظر كند در كار من . ( فرازى از دعاى كميل ) اى خداى من اى پروردگار * اى تو اميد دل اميدوار مر مرا نبود به غير تو كسى * ديدم از تو مهربانيها بسى چون تو را دارم كنم از كه سؤال * با كه جز تو با كه گويم شرح حال كيست آن كو تا گشايد مشكلم * كشف سازد عقده و ضر از دلم كيست تا در كار من آرد در نظر * كيست تا برهاندم از هر خطر مهربانتر از تو بر من نيست يار * جز تو كس مخبر مرا نبود ز كار هم تو دانى هم توانى كشف آن * هم مرا بر مسألت دادى زبان هم تو واقف بر زيان و سود من * از تو درمان از تو آه و دود من نه كس از كارم گرهها بر گشود * نه كسم راه گشايشها نمود عقدهاى صعبم افتاده به كار * مشكلاتى رنگ رنگ و ناگوار نه كسى عالم به وضع عقدهاست * نه بحل و رفع آنها آشناست اى بسا تدبير من در كار من * سود كردى گرمى بازار من