باقرى بيدهندى
106
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
ارزش اين كفش چند است ؟ ( حديث 60 ) و اللَّه لهى احبّ ( اى النعل ) الىّ من امرتكم . . . ترجمه : به خداوند بزرگ و بىهمتا سوگند ياد ميكنم كه اين « لنگه كفش » فرسوده و دريده را از پيشوائى شما بيشتر دوست ميدارم . از گفتگوى على ( ع ) با عبد اللَّه بن عباس نهج البلاغة خطبه 33 على را چنان موزه فرسوده بود * كه زان موزه پاى على سوده بود بر او ابن عباس روزى رسيد * به تعمير آن موزه مشغول ديد چو دريا كه آيد ز طوفان به جوش * ز غيرت بر آورد از دل خروش چنينش سخن با على در گرفت * كه هر كس ز كار تو دارد شگفت مكن رنجه از موزهء پاره پا * رها كن ز پا موزهء بىبها نگر بس بر آن وصله انداختى * كسش پاى افراز نشناختى على داد او را به نرمى جواب * جوابى نكوتر ز در خوشاب كه تائى از اين موزه در نزد من * بخواهى بدانى چه دارد ثمن بود بيش از شاهى عالمى * كه در آن شوم غافل از حق دمى مرا ننگ از موزهء پاره نيست * كنم فخر كز مال بيچاره نيست چنين رادمردان حق بودهاند * كه بر عرش پاى شرف سودهاند اگر اهل ايمان و صاحب دلى * ز ( برنا ) شنو راه و رسم على از فضل اللَّه اعتمادى ( برنا ) نقل از كتاب على راز ناشناخته صفحه 42