الشيخ محمد تقي فلسفي
32
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
فهل تعلّق قلبك هنا لك انّ شيئا من الأشياء قادر على ان يخلّصك من ورطتك ؟ قال نعم . قال الصّادق ( ع ) فذلك الشّىء هو اللَّه القادر على الانجاء حيث لا منجى و على الاغاثة حيث لا مغيث . « 1 » كشتى در دريا ميشكند . مسافر كشتى اسير دست امواج خروشان دريا مىشود ، در آن نزديكى نه كشتى ديگرى است كه او را برهاند و نه شناگر توانائى است كه نجاتش دهد . تمام درها را بسته مىبيند ، به هيچ چيز و هيچ كس اميدى ندارد . در آن وقتى كه در آب غوطهور است ، در آن موقع حساس ، در آن لحظهء خطرناك ، در آن حال سراپا يأس و نااميدى ، تنها يك اميد فطرى ، يك تكيهگاه وجدانى در خود حس مىكند ، از اعماق قلبش ، از زواياى وجدان و باطنش يك نور اميد زبانه ميكشد ، دلش بيك قدرت نامحدود و توانا توجه مىكند ، از او كمك ميخواهد ، تنها او است كه ميتواند نجاتش دهد و او را از اين ورطهء هولناك برهاند . آن حقيقت ، آن قدرت ، آن تكيهگاه اميد ، آن چيزى كه دل با التماس به او مينگرد « خدا » است .
--> ( 1 ) معانى الاخبار صفحهء 4 .