الشيخ محمد تقي فلسفي
274
الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )
قال أبو حمزة : قلت لعلىّ بن الحسين عليهما السّلام : ابن كم كان يوسف يوم القوه في الجبّ ؟ فقال : ابن تسع سنين . « 1 » أبو حمزه از على بن الحسين عليهما السّلام سؤال كرد : روزى كه يوسف را برادرانش در چاه افكندند چند ساله بود ؟ حضرت در جواب فرمود : نه ساله . از كودك نه سالهاى كه در چنين وضع سخت و شرائط ناراحتكننده دچار شده ، جز اضطراب و جزع انتظار ديگرى نيست . ولى نيروى ايمان ، در اين كودك ، اثر عجيب و حيرتزائى گذارده است . نيروى ايمان لمّا اخرج يوسف من الجبّ و اشترى قال لهم قائل : استوصوا بهذا الغريب خيرا . فقال لهم يوسف : من كان مع اللَّه فليس له غربة . « 2 » موقعى كه يوسف را از چاه ، خارج كردند و بغلامى معامله نمودند يكى از حضار ، به وضع كودك ، رقت كرد و از روى رأفت و مهربانى گفت : نسبت به اين طفل غريب ، نيكى كنيد . يوسف كه اين جمله را شنيد با اطمينان خاطر و آرامش روان ، گفت : آن كس كه با خدا است گرفتار غربت و تنهائى نيست .
--> ( 1 ) تفسير برهان صفحهء 495 ( 2 ) مجموعهء ورّام جلد 1 ، صفحهء 33