ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1951
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
زمان خود شد ، و بشيوه درويش رفتار مىكرد ، و قدرت قلم او به جائى رسيد كه مكرر در مدت هفت ساعت هزار بيت چيز مىنوشت در نهايت سرعت و يك صفحه را نه كثيف مىكرد نه سياه . و كتب بسيارى به خط او براى فتحعلى شاه و شاهزادگان تحرير يافته . و شعر هم مىگفته و تخلص عشرت مىكرده . و بههرحال ، در سنه 1219 كه ميرزا عيسى قائممقام بزرگ ( 1237 ج 4 ش 514 ص 1040 ) وزير عباس ميرزاى نايبالسلطنه شد ميرزا مهدى را بزوجيت دختر خود مفتخر كرده و وى را با خود بتبريز برد . و در سنه 1226 وى را براى كارهاى عباس ميرزا بتهران فرستاد و اين وقت بحضور فتحعلى شاه باز يافت . و در سنه 1227 رسما وكيل امور نايبالسلطنه در دستگاه پدرش شد . و در ( ج 2 سنه 1230 ) كاتب خاصه پادشاه گرديد . و در ( ج 1 سنه 1235 ) لقب ملكالكتابى يافت . و پس از وفات ميرزا عيسى ميرزا ابو القاسم فرزندش كه قائممقام مطلق باشد نيز اين شوهر خواهر خود را مانند پدر در كارهاى خود وارد كرد و همواره خود در تبريز بنزد نايبالسلطنه بود و امور او را كه مىبايستى در دربار حل و فصل شود بميرزا مهدى رجوع مىكرد . و چون مرحوم معتمد الدوله نشاط ( 1244 ج 4 ش 636 ص 1208 ) در اواخر عمر خود مجذوب گرديد خدمات محوله بوى نيز بميرزا مهدى رجوع مىشد . و پس از وفات عباس ميرزا كه قائممقام مىخواست محمد شاه را وليعهد كند و تا رسمى نشده هيچكس نفهمد ميرزا مهدى را محرم اين راز دانسته و امور مربوطه به اين كار را در دربار ميرزا مهدى انجام داد . تا بالاخره به مقصود خويش نائل و قائممقام جزاى خود را از اين پادشاه و همچنين منسوبان او از آن جمله ميرزا مهدى ببدترين وجهى يافتند ، و خلاصه اينكه وى هميشه نزد فتحعلى شاه بمنزله چشم و گوش قائممقام بود و هيچوقت از او دورى نمىنمود ، چنانكه در موقعى كه فتحعلى شاه در اصفهان وفات كرد نيز ميرزا مهدى همراه بود و در مخفى نمودن فوت شاه سعيى بليغ بجا آورده ، و در موقعى كه محمد شاه در تبريز بتخت برآمد و ظل السلطان در تهران داعيهء سلطنت نمود براى پيشرفت كار خود بميرزا مهدى متوسل شد ، ولى او با ظل - السلطان همراهى نكرده و مقصد قائممقام را تعقيب نمود ، و پس از جلوس محمد شاه و وفات