ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1885

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

تا اين كه در اين اواخر در « آگهى شهان از كار جهان 3 : 45 » و « مجله ارمغان . سال پانزدهم » و كتاب « گلهاى رنگارنگ » پرده از روى اين كار برداشته و مقامات او را طبق آنچه رخ داده نوشته‌اند ، و ما اينك از شماره سيم و پنجم سال مرقوم « ارمغان » و جلد ( يا شماره ) 9 تا 14 « گلهاى رنگارنگ » مختصرى از احوال او را اينجا مىآوريم و چنين گوئيم كه : امير كبير بواسطهء اين كه پدرش در خانوادهء ميرزا عيسى قائم‌مقام بوده منظور نظر فرزند وى ميرزا ابو القاسم گرديده و هوش فطرى و استعدادى كه از او در كودكى بروز مىكرد قائم‌مقام را بر آن داشت كه بتربيت وى همت گماشت و از هرگونه مساعدتى در حق او كوتاهى ننمود و روزى نظر بوى انداخته فرمود فرزند ! تو در آتيه مشاغل مهمه را اشغال خواهى كرد و روزى بيايد كه اگر مغرضين بگذارند كشتى شكسته مملكت را از گرداب بلا نجات خواهى داد ، و مرحوم امير در اثر قابليت ذاتى در تحت نظر معلمين خود علوم مختلفه را فراگرفته و در جوانى مردى دانشمند و قوىالاراده و تناور و باتجربه و كاردان برآمد و در دستگاه محمد خان زنگنه‌اى كه در آن ايام در دربار نايب‌السلطنه عباس ميرزا امير نظام بود وارد و در سلك مستوفيان وى داخل شد و در اثر خدمات برجسته و اراده خستگىناپذير محرم اسرار و طرف مشورت او در امور مهمه قرار گرفت تا موقعى كه گريبايدوف روسى - چنان‌كه در ( 1263 ج 5 ص 1700 ش 1031 ) گذشت - بقتل رسيد و بنا شد يك نفر از شاهزادگان باعتذار نزد ايمپراطور روسيه برود و خسرو ميرزا ابن عباس ميرزاى نايب‌السلطنه براى اين كار معلوم شد . عباس ميرزا كه نيز ملتفت مقام امير ازهرجهت و بخصوص حسن سلوك و معاشرت او با مأمورين خارجى شده در شوال سنه 1244 وى را بهمراه خسرو ميرزا بروسيه روانه كرد و او در اثر حسن سياست و اظهار كفايت اين مأموريت را به خوبى انجام و در نتيجه پس از مراجعت وزير نظام آذربايجان گرديد . و در سنه 1254 كه نيكلاى اول ايمپراطور روسيه بقفقاز آمد و از محمد شاه دعوت كرد كه براى ملاقات يكديگر بايروان برود و محمد شاه بواسطه سفر هرات عذر آورد و بنا شد ناصر الدّين شاه با محمد خان زنگنهء امير نظام و چند نفر از مردان كارآزموده به خدمت ايمپراطور بروند ، ميرزا تقى خان ثانيا بروسيه رفته و به خدمت پادشاه روس رسيد ، و با هم