ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
2216
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
او حاضر مىشدند ، و هرگاه اشكالى از شاگردان وارد مىشد آن را پذيرفته و در اطرافش تحقيقات به عمل مىآورد تا در سعت صدر ضرب المثل و در حقيقت نمونه اساطين علمى سلف و بقيه آنها گرديد ، و علماء عصر همه بعلو مقام او اعتراف داشتند ، چنانكه مرحوم حاجى سيد على نجفآبادى كه تصديق بمقام علمى هيچيك از علماء عصر خويش نداشت او را اول شخص از علما و خود را ثانى او مىپنداشت « 1 » ، و در « نقبا » نوشته كه قول او در مشاكل علميه حجت و حقا كه وى مجدد علم اصول بود ، انتهى . و وى اجازت روايت از مرحوم حاجى نورى گرفته ، و كتب و رسائل چندى تأليف نموده همه مملو از تحقيقات علميه و مطالب عليه « 2 » از آن جمله : اول كتاب « تكمله » در شرح
--> ( 1 ) اينجانب علامه معلم در تنگناى عبارت واقع شده ، و حق سخن اينست كه مرحوم حاج سيد على مجتهد نجفآبادى اصفهانى ( متوفى 13 صفر 1362 يعنى 2 ماه و نيم پس از فوت آقا ضياء الدّين ) تا چندى معتقد بود كه اعلم زمان همانا صاحب عنوان است نه ديگران ، لكن پس از تشرف بعتبات و درك محضر مرحوم آية اللّه اصفهانى آقا سيد ابو الحسن ( قدس سره ) عقيده خود را كاملا تعديل نمود . اينك با در نظر گرفتن داورى چنين مجتهدى و هم آثار فقهى متعدد و رسائل علميه و تعليقات عروة الوثقى و غيرها كه از صاحب عنوان باقى مانده و در صفحات آينده شرح داده خواهد شد ؛ چقدر جاى تعجب است كه مرحوم شيخ محمد حرز الدّين در « معارف الرجال 1 : 386 » خود راجع به آن مرحوم شرحى نامناسب و البتّه از طغيان قلم نوشته و درباره مقام فقاهت آن جناب تأملى نابجا فرموده است ، و اللّه العاصم . م . ( 2 ) چون در متن كتاب حاضر و ساير كتب تراجم دقتى شايسته در آثار صاحب عنوان نشده ، لذا اندك بسطى در اين خصوص لازم به نظر رسيد ، اينك گزارش آنچه از تأليفات آن مرحوم نزد اين حقير موجود است : 1 - « شرح تبصرة المتعلمين فى أحكام الدّين للعلامة الحلى » و منشأ اينكه مرحوم معلم آن را « تكمله » ناميده معلوم نشد و ظاهرا اشتباهست ، و آنچه از اين كتاب شرح تبصره بطبع رسيده : اول قسمى از معاملات است كه از « الفصل الثالث فى عقد البيع » تا مبحث اقاله و سپس شفعه و بعد اجاره ، وديعه و در آخر ؛ بحث دعاوى است با تاريخ ختم تأليف ( 3 ماه رجب 1345 ) كه در همان سال بتصحيح و اهتمام و بهزينهء « حضرت -