ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
2122
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
كه همراه داشتند به من دادند و اندكى با من آمدند كه بقريهئى رسيدم و پرسيدم اينجا كجاست ؟ گفتند دجيل است ، و ملتفت شدم كه آنها با من نيستند و اثرى از آنها نيافتم و از قافله پرسيدم ، گفتند هنوز نيامده و من بانديشه و انتظار فرو رفتم تا پس از پنج ساعت قافله رسيد ! و هم در « نقبا » فرموده كه او براى من نقل كرد كه در سنه 1326 من چهل روز « دعاء سيفى » را باجازت از استاد خليلى خود كه وى را از بركت آن حكايات و حوادثى است مىخواندم و روز چهلم به مسجد سهله رفتم و بعد از غروب چنين ديدم كه گويا آقاى سيد محمد كاظم يزدى به نماز جماعت ايستاده و من بوى اقتدا كردم و بعد از نماز پياده با وى به مسجد كوفه رفتم و در راه با او در برخى از امور گفتگو مىكردم تا از هم جدا شديم و من شب را در كوفه ماندم و صبح بنجف آمدم و پرسيدم كه سيد يزدى ديشب در كوفه مانده يا بنجف برگشته ، گفتند وى چند روزى است كه بيمار و بسترى است و از منزل بيرون نيامده ! پس من دانستم كه سيدى را كه من ديدهام سيد يزدى نبوده و شايد حضرت حجت ( عليه السلام ) بوده . و بالاخره ، در « نقبا » نوشته كه وى سالها در مشهد رضوى ( ع ) مجاور بود تا وفات كرد و هماره بعتبات عاليات مىآمد و مدتها مىماند . و چندين كتاب تأليف كرده ، از آن جمله : اول كتاب « مختصر الاحكام » در تكاليف انام . دويم كتاب « مجالس المواعظ » كه چهل مجلس است ، و غير آنها . و وى را اطلاعى تام بر احوال علما و بعضى از وقايع تاريخيه بود و تراجم بسيارى از علما را كه ديده بود براى من نقل فرمود ، از آن جمله شيخ ميرزا على اكبر دبير همدانى كه از رفقاء وى بود ، و من آنچه از تواريخ دبير مذكور و تصانيف كثيرهء او در مجلدات « الذريعة » هريك را بجاى خود نوشتهام همه از نقل او است و خود دبير را نديدهام « 1 » . و هم آنجا دارد كه وى در سنه 1346 هزار و سيصد و چهل و شش وفات كرد ، و از زوجهء اوليهاش فرزندى بنام شيخ على صراف داشت كه بقتل رسيد و از دويمى حسين را داشت و كوچكتر فرزندان او حسن عشاق بود . انتهى ما فى « النقبا » و بنا بر آن مدت عمر او هفتاد سال بوده .
--> ( 1 ) شرح حال دبير به شماره 1199 در ص 1961 گذشت . م .