ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 76
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
واجب و مستحب بجاى مىآورد و از منهيات و مكروهات اجتناب داشت . 2 - مردى بود متواضع و فروتن و قانع و از خودنمائى و ريا و حب شهرت و عنوان طلبى دور بود و هيچگاه مايل نبود خود را به ديگران بشناساند و همين سجيه كريمهء او بود كه وى را هشتاد سال در زاويه خمول نگهداشت . 3 - در عزت نفس و مناعت طبع و قدس و تقوى و پاكدامنى كمنظير بود و بطور قطع و يقين مىتوانم ادعا كنم كه وى در تمام عمر خود گرد هيچ معصيتى نگشت و پاك به دنيا آمده پاكتر از دنيا بيرون رفت . 4 - تمام عمر شريفش صرف تعليم و تعلم و تأليف و تصنيف و مطالعه و تدريس شد و هيچگاه از كار علم و دانش غفلت نداشت ، در مدرسه و قرائتخانه در مجالس عمومى و خصوصى تمام وقتش صرف كتاب و مطالعه مىشد . 5 - پشتكار و دقت و قدرت حفظ مرحوم معلم نيز از اختصاصات ايشانست . هر مطلبى را كه نقل مىنمود مآخذ آن را در حفظ داشت . در تأليفاتش ( چنان كه ملاحظه مىشود ) هيچ حرفى را بدون ذكر مأخذ ننوشته است ، كمتر وقتى بود كه من به حجره ايشان رفته باشم و وى را مشغول مطالعه و نوشتن نديده باشم . كتابها را بدقت مطالعه مىكرد و آنچه را مورد نيازش بود با كمال مواظبت نقل مىنمود . 6 - در دوستى استوار و ثابت قدم بود ، لكن كمى زودرنج . اگر از نزديكترين و صميمىترين دوستانش مطلبى بر خلاف شرع مىديد او را براى هميشه ترك مىكرد . آنچه مرحوم معلم را در زندگى بيشتر از همه رنج مىداد نبودن وسائل تأليف و مطالعه بود و جهت رفع اين نقيصه بر خلاف عقيده قلبى خود با برخى از دانشمندان و كسانى كه كتاب در اختيار داشتند ارتباط داشت . سالها با مرحوم الفت و حاج ميرزا محمد رضا كلباسى و حاج ميرزا حسين اژهاى و جناب استاد همائى و چند نفر ديگر كه فعلا اسامى آنان را بخاطر ندارم دوستى نزديك داشت و از كتابخانه آنان بهرهمند مىشد . شغل كتابدارى شهردارى را به همين لحاظ انتخاب كرده بود و آن را دوست مىداشت . در موقع تأسيس كتابخانه مدرسه صدر اصفهان تا مدت زمان اندكى در آنجا كار مىكرد . اين كار را با همه زحمتش با كمال ميل و علاقه پذيرفت و حال آنكه از جنبه مادى و صرف اوقات جهت او سودى نداشت .