ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 45
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و روح قانع و معيشت ساده كممئونه و زندگانى آرام آسوده بىسروصدا و خالى از قلق و جنجال و غوغا بوى داده باشد كه بتواند تمام عمر و همه تن و توش حيات را كه ديگران صرف كسب جاه و مال و عيش و نوش مىكنند ، يك جا و پاكباز خالى از نگرانى و دلمشغولى در سوداى آنچه دلخواه اوست از كسب و نشر معارف و تحقيقات ادبى و تاريخى و خدمت بفرهنگ كشور خرج كند ؛ و از بركت زحمت و رنج و كوشش متمادى پنجاهساله خود اثرى گرانقدر و ارزشمند مانند « مكارم الآثار » بوجود بياورد كه عموم اهل سواد و ادب هركدام به قدر احتياج و شايستگى خود از آن استفاده كنند . سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن معلم و مواهب الهى : معلم از جمله اشخاص سعادتمندى است كه از مواهب بزرگ طبيعى برخوردار بود ، بنيه و مزاجى بسيار سالم و پرتاب و توان داشت ؛ چنان كه در مثل مسافت ما بين قريه حبيبآباد و شهر را كه از راه دولتآباد حدود بيست و هفت كيلومتر ؛ و از راه زينبيه قدرى كمتر است ، هميشه پياده رفت و آمد مىكرد و هرگز اظهار خستگى و دشوارى نمىنمود ، با معيشت فقيرانه مىساخت ؛ و در خوراك و لباس به حد اقل ضرورت قانع و خرسند بود ؛ از قوت باصره بهحداعلا برخوردارى داشت ؛ چنان كه ريزترين خطوط را تا آخر عمرش بدون احتياج به عينك و ذرهبين مىخواند ، و در حجره تنگ و تاريك يك درى مدرسه كاسهگران تا تنگاتنگ مغرب بدون چراغ مىخواند و مىنوشت .