ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 36

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

از شاعر نامدار جناب آقاى حسن به‌نيا « متين » دريغ از پير دانا دل معلم * كه يكتا بود در تعليم و تفهيم مصمم مردى اندر كسب دانش * مسلم فردى اندر جهد و تصميم فزون‌تر پايه‌اش از حد تمجيد * فراتر رتبتش از مرز تكريم مكارم را از او آثار بر جاى * معالم را از او تعليم و تفخيم سراسر عمر او تحقيق و تدوين * دمادم كار وى تأليف و تنظيم در احوال خردمندان ز هر ملك * در آثار بزرگان از هر اقليم دريغ از آن مكرم زان معظم * از آن شايسته تكريم و تعظيم دريغ از دانشى مردى كه مىبود * ز علم و دانش او را تخت و ديهيم دريغا شد به خاك آن گنج گوهر * كه صدها گنج گوهر كرد تقديم غرض آن جان‌فروز علم و دانش * چو بر جان‌آفرين جان كرد تسليم متين مىجست تاريخ وفاتش * كه بخشد لوح جان را عز ترقيم جهان را پا كشيد از جمع و گفتا * معلم را سرآمد دور تعليم