ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1116
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
چندين سفر بتهران و آذربايجان و خراسان رفت . آنگاه با اهلوعيال خود بنجف اشرف مشرف شد ، و آنجا در خدمت شيخ انصارى بتكميل تحصيلات خود پرداخت ، و بعد از وفات آن جناب بمشهد مقدس رفت و باز بنجف برگشت و تا حدود هزار و دويست و نود و اندى در آنجا بتأليف كتب فقه و اصول مشغول بوده ، آنگاه بايران برگشت و چندى در همدان ماند و بعد از آن براى تنظيم امور معاش بتهران رفت كه از آنجا باز بنجف برود ، ليكن برگشتن از آن برايش فراهم نشده تا آخر عمر در تهران ماند چنان كه در « المآثر و الآثار : 166 س 2 » درباره وى در عنوانى مخصوص فرمايد : از مجتهدين مسلم دار الخلافه است ، در مسجد مرحوم آغا بهرام بامامت جماعت و ترويج احكام مىپردازد ، « تقريرات » مدرس شيخ الطايفه استاد الكل مرتضى الانصارى را فقها و اصولا بر وجه اشباع ضبط كرده و تدوين فرموده است . علماء عظام و فقهاء فخام از اين رهگذر بتأليفاتش محتاجند ، و در اين سنوات كتابى بنام « دارالسلام » در احوال حضرت حجة اللّه القائم ( عليه السلام ) به فارسى تأليف كرده ، انتهى . مؤلف گويد : تأليفات آن جناب به ترتيب حروف از اين قرار است : اول كتاب « جوامع الشتات » در آنچه ظاهر شده از شيخ انصارى از افادات در مباحث اصوليه سواى حجيت ظن و اصول عمليه و تعادل و تراجيح كه آنها را خود شيخ بزرگوار نوشته و از خامه مباركش صادر شده و آن را « جوامع الاصول » نيز مىگويند . دويم كتاب « خزائن الكلام » در شرح « قواعد الاحكام » علامه . سيم كتاب « دارالسلام » كه گفتيم در احوال حضرت حجت ( عجل اللّه تعالى فرجه ) است و كسانى كه در ايام غيبت به خدمت او رسيدهاند . انجام تأليف آن سنه 1301 ، و در « الذريعة 8 : 20 » چندين كتاب ديگر بدين نام ذكر كرده . چهارم كتاب « قوامع الفصول » ( بصاد و ضاد ) از وجوه حقايق علم اصول ، در جمع تقريرات بحث شيخ انصارى كه در تمام مباحث اصول است حتى آنهائى كه در « جوامع » نيامده . پنجم كتاب « لوامع النكات » در جمع تقريرات مباحث فقهيه شيخ بزرگوار كه آن را « لوامع الاحكام » هم نوشتهاند و آن بعنوان « لامعه ، لامعه » و در تمام مباحث فقه سواى طهارت