ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1110

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

2 - محيى الدّين 27 كه در سنه 724 در حيات پدر بزرگوار وفات كرده . 3 - ابو سعيد 27 ، و مادر اين هر سه بىبى فاطمه دختر شيخ زاهد گيلانى ( مرشد شيخ صفى ) بوده كه در ( 1222 ) ذكرى از او گذشت . 4 - علاء الدّين 27 . 5 - شرف الدّين 27 . و مادر اين دو : دختر أخى سليمان گلخوارانى بوده ، و اين سه نفر اخير هم بعد از پدر وفات كرده و از ايشان اولاد نمانده ، انتهى مختصرا . و در « تاريخ جهان‌آرا : 260 » دو نفر پسر ديگر از شيخ صفى بنام خواجه غياث الدّين و خواجه فخر الدّين كه هر دو در شيراز بوده‌اند نيز نوشته ، ليكن در اين سخن « سلسلة النسب » اشكالى نيست يعنى نسل شيخ صفى 26 فقط از شيخ صدر الدّين موسى مانده و او هم جد سلاطين صفويه است و فرزندى ابراهيم نام نداشته ، ليكن در رسالهء « نسب‌نامه سادات حكيم سلمانى - ها » تأليف حاجى ميرزا سيد رضى نايب الوزاره كه در ( 1230 ) گذشت ؛ نسب حكيم سلمان مذكور در اين سلسله را به‌طورىكه نوشته شد بشيخ ابراهيم بن شيخ صفى الدّين مىرساند و مطالبى در اطراف آن نقل مىكند كه از چندين جهت غريب و مخالف ساير تواريخ است ، و ما چون تاكنون در هيچ جا سلسلهء نسب حكيم سلمان را نديده‌ايم ناچار به‌طورىكه آنجا نوشته بود اينجا آورده و شيخ ابراهيم را فرزند شيخ صفى 26 نوشته و شماره 27 نهاديم . بلى ، در حاشيهء نسخه خطى از كتاب « مجدى » كه در 1106 نوشته شده و نويسنده آن حاشيه نام خود را ننوشته بود به نظر رسيد كه اين خانواده از اولاد برادر شيخ صفى هستند ولى نام وى را ننوشته بود ؛ درحالىكه در « سلسلة النسب » برادران شيخ صفى را كه اولاد شيخ جبرئيل باشند پنج نفر بنام : 1 - محمد 2 - صلاح الدّين رشيد 3 - اسماعيل 4 - يعقوب 5 - فخر الدّين يوسف نوشته و فرمايد كه از هيچ‌يك اولاد نمانده ، و سيد احمد كسروى تبريزى - كه در ( 1308 ) بيايد - در كتاب « تاريخ پانصدساله خوزستان » در اين موضوع‌ها كلماتى نوشته ، و بعد از آن هم كتابى دارد بنام « شيخ صفى و تبارش » كه چاپ شده . و به‌هرحال ، حكيم سلمان 42 كه سرسلسلهء اين سادات باشد از معاريف اطباء دربار شاه عباس بزرگ و ساكن اصفهان بوده ، و در « فارسنامه ، گفتار 2 : 114 » فرمايد : اين خانواده