ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

1100

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

آمد و آنجا سكونت نمود و بساط تدريس گسترد ، و در مسجد نو بامامت جماعت پرداخت ، و در منبر بمواعظ جليله و نصايح وافيه ارباب فضل و بزرگان را متذكر مىفرمود ، و بعد از فراغت از مجلس درس بقطع مشاجرات و طى مرافعات مىپرداخت ، و بااين‌حال بساط تجارتش در اطراف مبسوط و در هر محلى وكيلى تعيين نموده ، و كتابهاى چندى هم تأليف كرده : اول كتاب « تنقيح المقاصد الاصوليه » در شرح « ملخص الفوائد الحائرية » كه هم تأليف خود او است و اينك بيايد ، انجام تأليف آن روز آدينه 8 ج 1 سنه 1216 . دويم كتاب « رياض الشهادة و كنوز السعادة » چنان كه در « الذريعة » است و هم در « روضات » به همين نام است ، ليكن در « فارسنامه » ، « رياض الشهداء » دارد و آن اشتباه است ، و اين كتاب در مقتل است مشتمل بر سى مجلس در سه جلد : جلد اول در احوال حضرت رسول و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و امام حسن ( عليهم السلام ) در چهار مجلس ، جلد دويم در احوال حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) هيجده مجلس جلد سويم در احوال باقى ائمه ( عليهم السلام ) هشت مجلس . انجام تأليف آن پنج‌شنبه 12 شعبان سنه 1227 در شيراز . و در « روضات » فرمايد تمام سى مجلس در دو جلد است : جلد اول چهار مجلس در احوال چهار نفر اول از آل عبا جلد دويم در باقى مجالس و احوال حضرت سيد الشهداء و اولاد ائمه امناء وى ؛ در غايت تنقيح و تدقيق . و از اين كتاب چنين برآيد كه وى علاوه بر باقى فضائل و كمالات ؛ شاعرى ماهر و اديبى باهر بوده و تقريراتى خوش و لطائفى دلكش داشته . و خود آن را مختصر كرده بنام « نور العيون » انتهى . و اينجا « نور العيون » نيز اشتباه و « نور العين » درست است و اينك بيايد . سيم كتاب « كشف الغطا » از وجوه مراسم اهتدا ، در اخلاق نظير « جامع السعادات » نراقى كه بعد از ديدن آن اين را تأليف كرده ، چنان كه در « الذريعة 18 : 455 » فرموده و آنجا نوشته كه ملا حسينقلى همدانى بسى اين كتاب را پسنديده و تمجيد از آن و مؤلفش نموده ، انتهى . چهارم كتاب « ملخص الفوائد الحائرية » در تلخيص كتاب « الفوائد الحايريهء » آقا محمد باقر بهبهانى انجام تأليف آن چاشت 2 شنبه 24 ج 1 سنه 1202 و گفتيم كه خود شرحى بر آن دارد بنام « تنقيح المقاصد الاصوليه » . در « الذريعة 4 : 465 » فرمايد : وى نخست « فوائد » بهبهانى را در هشتاد فائده مختصر نموده در سال 1202 ، و سپس در سال 1212 آن را شرح كرده ، انتهى .