ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1090
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
ترس نواب نجف خان حاكم شيعه آن را نسبت به غلام حليم مذكور داده با اينكه وى از خود چيزى در آن نياورده ، چه « تحفه » يا ترجمه يا مسروق از « صواقع » ملا نصر اللّه كابلى است ؛ چنان كه اين همه را در « الذريعة 3 : 177 و 10 : 190 » فرموده « 1 » . و چندين نفر از علماى شيعه هند و غيره ردودى بر تمام آن يا بابى مخصوص از آن به عربى يا فارسى نوشتهاند بدين تفصيل : 1 - « احياء السنة و اماتة البدعة » در رد باب 8 ، تأليف سيد دلدار على . 2 - « الامامة » در رد مبحث امامت آن ، تأليف سيد محمد فرزند سيد دلدار على مذكور . 3 - « برهان السعاده » در رد باب مذكور ( امامت ) . و چندين كتاب ديگر نيز در رد آن باب كه در « الذريعة 3 ش 307 و برخى از مجلدات ديگر » ذكر كرده تأليف شده ، همچون : « البوارق الموبقه » تأليف سيد محمد بن دلدار على مذكور كه آن در رد « معرب تحفه » است ، و « عبقات الانوار » تأليف مير حامد حسين هندى كه زياده بر دوازده جلد ضخيم از آن چاپ شده ، و « برهان الصادقين » تأليف سيد ابو عليخان بنارسى دهلوى ، و « مهجة البرهان » در مختصر آن تأليف همان مؤلف اصل . 4 - « حسام الاسلام و سهام الملام » تأليف سيد دلدار على ، در نقض باب ششم در نبوت . 5 - « الصوارم الالهيات » هم از او در رد باب پنجم كه در الهيات و توحيد است . 6 - « رسالهئى در غيبت امام ( ع ) » هم از او در نقض مبحث غيبت آن .
--> ( 1 ) مقصود اينست كه شخصى بنام نصر اللّه كابلى كتابى در رد شيعه بنام « صواقع » نوشته بود و از بخت بدش نسخه اصل آن بدست صاحب ترجمه افتاد و وى آن را با ترجمه و تغييرى بنام « تحفه اثناعشريه » منتشر كرد و لكن از ترس نواب نجف خان امير شيعى مذهب ؛ اسم مشهور خود و پدرش را در مقدمهء « تحفه » نياورده بلكه به صورت مذكور در متن حافظ غلام حليم ( الخ ) نام خود را نوشته است . و ناگفته نماند كه غلام حليم اسم تاريخى وى مىباشد كه عدد آن مطابق سال تولد او است . و پيرامون اين مطالب بنحو مبسوط در ضمائم مجلد آخر حديث ثقلين و سفينة كتاب « عبقات الانوار » طبع اصفهان سخن گفتهايم . م .