ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1084
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
محله ميدان شاه شيراز بوده و اظهار ارادت خدمت صاحب عنوان مىنموده و همواره گوشهنشينى را اختيار ، جز اينكه گاهى براى امر معاش بتعليم معدودى از بنات و بنين اعاظم اشتغال مىورزيده ، در « طرائق 3 : 112 » مىفرمايد مكرر صحبتش دست داده از صاحبان طبع است « ديوانى » دارد ، انتهى ، و اين اشعار از او نوشته شد : آنكه دل برده ز من آفت جان خواهد شد * آفت جان من اين جان جهان خواهد شد گر بهارى شود از گلشن رويش بينى * لالهسان داغ دل خلق عيان خواهد شد اين زمستان فراقش نه بپايد چندان * ابر آزار وفا قطرهفشان خواهد شد پيل ابر از كجك چرخ چو آمد بخروش * سبزه بيدار از آن خواب گران خواهد شد كوه از سر كشد اين خرقه قاقم بمرور * دشت از لاله چو گلگشت جنان خواهد شد نرگس ار ديده فرودوخت بر آن گل خنديد * بلبل از خنده گل هم بفغان خواهد شد بيد مشگ است بريدى ز بر يوسف گل * چشم يعقوب چمن هم نگران خواهد شد عنقريب است كه از فيض دم عيسى صبح * در تن مردهء اشجار روان خواهد شد باغ ز آراستگى خرم و خندان پس از اين * همچو خاك در قطب دوجهان خواهد شد شاه اورنگ ولايت على آن مظهر كل * كه بمدحش دلوجان هر دو زبان خواهد شد