ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1074
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
گرديد و ناچار دولت املاك شخصى او و مزارعهاى و اجارهاى را كه از ديگران در دست داشت همه را استملاك نمود . اما چون در دست خود او واگذاشت و او همهسال مالالاجاره دولت و مردم همه را مىداد باطن مسئله مستور ماند كه دولت و مردم همه ، آن املاك و ديهات و مزارع را از خود مىدانستند ، و در سنه 1228 ملقب بنظام الدوله شد ، و عبد اللّه خان ، امين الدوله و مستوفى الممالك گرديد ، و در سنه 1234 بوزارت فتحعلى شاه و لقب صدر اعظم نائل گرديد كه ماده تاريخ آن را وزير اعظم يافتند : « وزير اعظم - 1234 » . در « تاريخ قاجاريه » تأليف ميرزا عبد اللّه رازى مستوفى ( ج 1 ص 92 پاورقى ) فرمايد كه صدر حقيقت بمعنى رئيس ، و در زمان فتحعلى شاه كه البتّه تقليد از دوره صفويه بوده ، وزير عدليه را صدر ديوانخانه مىگفتند ، و محمد حسين خان اصفهانى ابتداء صدر بوده و بعد صدر اعظم شده ؛ مضاف اليه اعظم هم در اين لقب براى همين بوده است كه با صدر ديوانخانه اشتباه نشود ، انتهى . و بالاخره او از وفور سخاوت و علو همت و بناء ابنيهء خيريه شهرتى وافر فراهم فرمود كه از جمله ابنيه ، قلعهء شهر نجف و مدرسهاى در آن مكان مشرف و خيابان چهار باغ خاجو در اصفهان و مدرسهاى در آن خيابان كه بمدرسهء صدر خاجو در قبال مدرسه صدر بازار مشهور است ؛ مىباشد . و برحسب قانون طبيعى رقبائى هم از خودى و بيگانه براى او پيش آمد ، چنان كه در « تاريخ اصفهان : 44 قسمت بالاى صفحه » فرمايد : سالى وجوه ديوانى را تماما زرى و منسوج بدربار برد ، فرزندش امين الدوله گفت : مگر شاه بزاز است ! سخاوت و همت عالى وى را از سخن فرزند متغير نمود و فرمود غارت كنند ، تا شاه خبردار شد و بجلوگيرى فرستاد دو بهره از آن متاع تاراج بازارى و بازرگان و برزگران و بزرگان گرديد . و در ( ص 45 ) نوشته كه خود فرموده آنچه داشتم بعروسى ابراهيم خان و قلعه نجف صرف نمودم ! و خلاصه وى در هنگام بامداد روز چهارشنبه سيزدهم ماه صفر المظفر اين سال - مطابق ( . . . ) ميزان ماه برجى - وفات كرد « 1 » . و در نجف در برابر مدرسهاى كه خود ساخته بود
--> ( 1 ) صدر اعظم مذكور در طهران وفات يافته ؛ چنان كه عبد الرزاق دنبلى در « مآثر سلطانيه : 390 » گفته است ، و براى اطلاع بيشتر از احوال وى رجوع بكتاب « رستم التواريخ : 210 - 213 » شود . م .