ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
1067
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و با مؤلف « فارسنامه » رفاقتى شايسته داشته و آنجا اين اشعار را از او آورده : اى سرو سهى ! مهر توام تا بسر افتاد * جان و دل و دينم همگى در خطر افتاد سوزى كه ز هجر تو مرا در جگر افتاد * پنهان بد و اين دم ز غم از پرده در افتاد باز آوبكش زارم كز كف سپر افتاد * بيرون رود از معركه آنكس كه جبان است دور از تو نگارا فرح و سور نمانده * از اين دل غمديده ألم دور نمانده ملك دلم از هجر تو معمور نمانده * زين بيش ديگر تاب بمهجور نمانده از گريه ديگر چشم مرا نور نمانده * از دوريت اى يار دلم در هيجان است عشاق مجازى همه را رو بحجاز است * ما را خم ابروى تو محراب نماز است زان گه كه مرا با تو سر عجز و نياز است * مهر من و تو قصه محمود و اياز است اين خسته ز هجران تو در سوز و گداز است * رحم آر بر اين زار كه بىتاب و توان است و او در سنه هزار و سيصد و هفت چنان كه در [ ] « 1 » فرموده وفات كرده ، و مدت عمرش شصت و نه سال بوده ، و فرزندان چندى داشته : اول ميرزا على اكبر خان كه در سنه 1264 متولد شده و داراى علم طب جديد و لغت فرانسه بوده . دويم جناب محمد ولى ميرزا مشهور بآقا شاهزاده كه در سال هزار و دويست و هفتاد و اندى در شيراز متولد شده . سيم جناب محمد على ميرزاى عطارد تخلص كه در ( 1316 ) بيايد . چهارم ابو الفرج ميرزا ، و مادر اين سه نفر اخير دختر نادر ميرزا ابن حسينعلى ميرزاى فرمانفرما بوده . و كلمه ناصرى كه اخيرا صاحب عنوان بدان تخلص مىنموده نيز تخلص چند نفر ديگر بوده كه در ( 1245 ) فهرست آنها بيايد .
--> ( 1 ) چنين است در اصل نسخه ، و بر مصحح نيز مأخذ اين تاريخ معلوم نشد . م .