ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
648
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
گرفتهام . و چون بوى گفتم كه در « طرائق الحقائق » چهار تن پسر براى شاه خليل اللّه بن شاه نعمت اللّه بدين اسماء آورده : شاه نور اللّه و مير شمس الدّين و محب الدّين حبيب اللّه و حبيب الدّين محب اللّه ، و هيچيك از آنها عميد الملك كه اين نسب بوى منتهى مىشود نيستند ، فرمود : شايد عميد الملك لقب يكى از آنها باشد . انتهى . و در مشهد از مرحوم حاجى ملا هاشم مؤلف « منتخب التواريخ » جوياى خانواده و اعقاب شهيد براى فحص در اين مطلب شدم فرمودند كسى كه اهل بصيرت بدينگونه امور باشد در آنها سراغ ندارم ، انتهى . و مرحوم شهيد برادرى داشته بنام حاجى ميرزا عسكرى كه وى از فضلاء بزرگ و در اخلاق و احوال مسلم و صاحب طبع شعر بوده و در أواخر زمان محمد شاه وقتى بطهران رفته ، و اين شعر از او است : تا بكى شكوه ز بيدادى صياد كنى * باشد آن روز كه از كنج قفس ياد كنى و فهرست نام كسانى كه شرر تخلص داشتهاند در ( جلد اول ، سال 1195 ص 47 ) گذشت . در « مستدرك الوسائل 3 : 428 » كه احوال شهيد ثانى را بخاتمت آورده شرحى نوشته بخلاصهء اينكه جماعتى قبل از شهيدين ( كه مقصود شهيد اول و دويم باشد ) از علماء شيعه بدرجه شهادت فائز شده و بعد از آنها يا بعد از اول آنها نيز جمعى بدين سعادت نائل گرديدهاند ، الا اينكه براى هيچيك تشرف بدين لقب در تمام اعصار و امصار فراهم نشده ، مگر بعضى از آنها در بعضى از بلاد و بعضى از أمصار . و ازاينرو خواهى دانست كه آن لقبى سماوى و تشريفى آسمانى است مانند نظائر آن از القاب بعضى از اعلام همچون صدوق و مفيد و علم الهدى و محقق اول و ثانى و علامه و غير آنها براى صاحبانشان كه أعلام شريعت بدانها قائم مىباشد ، انتهى .