ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
956
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
شمسى - در انس متولد شده ، و در سنه 1220 از آنجا به شهر ذمار و پس از آن بصنعاء رفت و آنجا توطن نمود ، و هماره بامور علمى اشتغال داشت ، و در طب و شعر و آداب ؛ آثار نيكو از خود باقى گذاشت ، و از آن جمله اين چند شعر از او در مذمت ذمار كه پس از مهاجرت از آنجا گفته اينجا نوشته شد : اذا سقت السحاب الجون أرضا * على ظمأ فلا سقيت ذمار و لا برحت يعاهد ها عهاد * جهام « 1 » صوبها ضر و نار و تضحى و اخضرار العيش فيها * لفرط الخوف و الوجل اصفرار بلاد لا يعز بها نزيل * له أهل بساحتها و دار و دار اهلها ناس صغار * و ان كانت لهم جثث كبار رعاع طوع ذى نهى و أمر * شعار هم المذلة و الصغار و ان نزل الجليل القدر فيهم * فغايته اهتضام و احتقار مودتهم له تزداد نقصا * كضوء البدر يدركه السرار و لو ؟ ؟ ؟ صيغ الوفاء بها سوارا * على عضد لبانيه السوار فدع ( لا يخضعون ) فذاك زور * اذا صح انتقاد و اختبار و جماعتى از اهل ذمار از اين اشعار جواب دادهاند كه بهترين آنها جواب سيد محمد ابن على بن احمد بن اسماعيل بن على بن عبد اللّه بن الامام قاسم است در ضمن اشعارى كه مطلع آنها اين است : نظام يسحر الالباب وافى * كزهر الروض باكره « 2 » انهمار و يكى از شاگردان صاحب عنوان شبجى صاحب تقصاد است . و بالاخره ، شيخ اسماعيل پس از مدت شصت سال قمرى عمر ، در اين سال در صنعاء وفات كرد .
--> ( 1 ) العهاد : جمع عهد و هو المطر يكون بعد المطر . جهام : مظلم متراكم ( 2 ) اى نزل عليه بكرة .