ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
919
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و مرحوم ميرزا پس از وفات در قبرستان بزرگ قم در طرف جنوب مقبرهء شيخان دفن شد و تاكنون آن قبر مطهر در بقعهئى مخصوص در نزديكى صحن مطهر جديد معين و معلوم و محل زيارت و رفت و آمد خصوص و عموم است . و از او چند دختر باقى مانده چنان كه در « قصص : 44 » نوشته ، يكى زوجه حاجى ملا اسد اللّه بروجردى ( كه در 1270 بيايد ) . و ديگرى زوجه ملا على بروجردى ( كه در 1269 بيايد ) . و هم در آخر آن صفحه نوشته كه : يكى از دختران ميرزا را حاجى كلباسى براى پسرش آقا محمد مهدى خواستگارى كرده ، و چون ميرزا وفات يافت حاجى فسخ آن عزيمت نموده و دختر حجة الاسلام را براى آقا محمد مهدى خواستگارى كرده و در حبالهء نكاح او درآورده ، و اللّه يعلم كه مقصود حاجى چه بوده ، البتّه افعال مسلمين را بايد حمل به صحت نمود ، و لا سيما افعال رؤساى دين و بزرگان شريعت سيد المرسلين ، انتهى . و در « قصص العلماء » در ترجمهء صاحب ضوابط ( ص 12 ) نوشته كه فاضل قمى صاحب قوانين را پسرى بوده و مرحوم فتحعلى شاه خواهش نمود كه يكى از صباياى خود را بپسر مرحوم ميرزا داده باشد . بعد از انقضاء مجلس ميرزا از خداى تعالى خواست كه اگر بايد شاهزاده بمزاوجت پسر من درآيد پس پسر مرا مرگ بده ! پس از انجام دعاء پسر ميرزا در ميان حوض خانه غرق شد و وفات يافت ، تمام شد كلام قصص . و مرحوم حاجى آقا منير الدّين مىفرمود آن حوض مساوى زمين بوده و در اطرافش ديواره نبود ، و آن فرزند به قهقرا در خانه راه مىرفت و در حوض افتاد ، انتهى . و مرحوم ميرزا با مرحوم آخوند ملا على نورى ( كه در 1246 بيايد ) مربوط بوده و آشنائى داشته و يكى از اجوبهء كتاب « سؤال و جواب » او جواب مراسلهء مفصلهئى است كه آخوند مذكور بوى نوشته و در « قصص : 121 تا 132 » شطرى از آن را نقل كرده و تاريخ اجوبه ميرزا روز 1 شنبه 11 ج 2 سنه 1227 است . و هم در سالى ( چنان كه آنجا در ص 120 نوشته ) وى با ملا على مذكور همكجاوه شده و بعتبات عاليات رفتند و در بين راه ميرزا از اشعار مولوى در « مثنوى » صفحه صفحه و ورق ورق از حفظ مىخواند و از آخوند سؤال مىكرد و آخوند خود را دزديده مىگفت : من در أشعار چندان سررشته ندارم و بقدرى كه شما اشعار ضبط داريد من ضبط ندارم ، انتهى .