ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
840
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
الشريف فى الرضوان ) از أجله علما و فقهاء عصر خويش بوده ، و در زهد و تقوى و شهرت و رياست و مطبوعيت و متبوعيت بين الخواص و العوام مقامى سامى احراز نموده ، شرح احوالش در چندين كتاب نوشته شده كه اقدم از همه : 1 - كتاب « غنيمة السفر » تأليف شاگردش ميرزا محمد همدانى است كه آن را مخصوص احوال وى تأليف نموده . و ديگر 2 - « المآثر و الآثار : 138 ستون 2 » و 3 - « أحسن الوديعه 1 : 92 » و 4 - « تاريخ مدرسهء سپهسالار : 126 در پاورقى » و 5 - « تكملة الامل » و 6 - « تاريخ مشروطيت » يا « زندگانى من » تأليف عبد اللّه رازى و 7 - « نقباء البشر : 284 عنوان 600 » و 8 - « ماهنامه وحيد ، سال 1 ش 4 ص 62 » و 9 - « ديوان سيد موسى طالقانى : 355 » در پاورقى و 10 - « اعيان الشيعة 15 : 393 » و غيره ، و آنچه از همه آنها با ملاحظهء بعضى از مجلدات « الذريعة » برمىآيد آنكه : وى در اين سال - بنص ماهنامه - در شوشتر متولد شده ، و در پانزدهسالگى براى تحصيل علوم بنجف اشرف رفت ، و آنجا چندى با شيخ محمد حسن آل يس مشتركا در نزد شيخ اسماعيل بن شيخ اسد اللّه كاظمينى در « شرح مختصر اصول عضدى » درس خواند ، آنگاه در سنه 1246 براى فرار از طاعون بشوشتر برگشت ، و بعد از چندى با پدر خود باز بعراق عرب آمده و در كربلا ساكن شد ، و مدتى بدرس شيخ محمد حسين صاحب « فصول » و غيره حاضر شده ، و سپس بنجف رفت و بمجالس دروس صاحب « جواهر » درآمد ، و باز در سنه 1255 بشوشتر برگشت ، و اين وقت آوازه شهرت و اهميت مجلس درس شيخ انصارى طنينانداز گرديد ، و صاحب عنوان بنجف باز آمد و سالها در مجلس درس آن جناب رفت و هم بمجالس دروس شيخ حسن بن شيخ جعفر و شيخ راضى راه يافت و باز بشوشتر برگشت ، و اين هنگام رئيسى مطاع و مرجع تقليد گرديد ، و كتاب « منهج الرشاد » را براى عمل مقلدين خود تأليف كرد ، و در آن شهر حسينيهئى بنا كرد كه پناهگاه مردمان قرار گرفت ، تا اينكه شخصى مقصر حاكم وقت حشمة الدوله فرزند نايبالسلطنه ( كه عم ناصر الدين شاه بود و در ج 1 سال 1203 ص 148 » گذشت ) گرديده ، و پناه بدانجا برد و حشمة الدوله فرمان داد تا بقهر وى را بيرون آوردند . پس مرحوم شيخ دستور داد تا درب آن حسينيه را بستند و خود با أهل و عيال حركت بنجف نمود و آنجا را وطن خود قرار داد و بامامت و تدريس و موعظه مشغول شد ، و آن چند كه