ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

819

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

سبحان من يميت و يفنى و انما * كل النفوس ذائقة هذه السموم دنيا سراى محنت و دار غم و بلاست * طوبى لمن تخلص من هذه الغموم همچون خديو ملك سيادت كه همتش * زد پشت پا بنعمت اين كافر ظلوم قمقام دهر ، حجت اسلام ، حصن دين * مجموعهء فضائل ( عدالت ) و گنجينهء علوم اصل ورع ، صحيفه تقوى ، كمال زهد * فرع حيا ، نهال ادب ، معدن رسوم نوباوهء رسالت و فرزند بو تراب * در آسمان علم ( و ) امامت يكى نجوم باشدت نقاهت و با ضعف و با هرم ، * از غايت سعادت و از رفعت هموم ؛ بودى صلات را ، هومن خير من يقيم * ماه صيام را ، هومن خير من يصوم قائم بدى بليل و تهجد ؛ چنان كه بود * اهل قيام را ، هومن خير من يقوم خيرات جاريات از او گشته منتشر * در عرصهء ممالك ايران و ملك روم روضات را نهاد و بجنات شد مقيم * نام نكو نهاد ، متى ذكرها يدوم در برگرفت خاك چو آن جسم ( روح ) پاك را * از بوى آن تراب معطر شود ( بود ) شموم در محفل كريم چو عز وفود يافت * كردند انجمن پى تاريخ آن ( او ) عموم آمد يكى برون و به گوش خرد سرود * قل : حبذا بو فدك يا باقر العلوم 1313 - 1 - 1314 و ديگرى « 1 » گفته : سمى حجت پنجم شد از سراى سپنج و اين 1314 مىشود كه شايد در مصراع جلو اشاره بكم كردن آن نموده باشد .

--> ( 1 ) اين مصراع نيز از مرحوم حاج ميرزا فتح اللّه مذكور است ، و حاج ميرزا فتح اللّه فرزند محمد كاظم شهير بميرزا كوچك ، مردى اديب و فاضل و متعين بوده ، و يگانه دختر مرحوم مير محمد داود ( متوفى 1342 ) فرزند مرحوم حاج مير سيد محمد برادر صاحب روضات را بزنى داشته و بلاعقب درگذشته است . وى پس از چهل‌سالگى طبع شعر يافته و اشعارى به عربى و فارسى در مدح و منقبت و مراثى خاندان رسالت عليهم السلام و نيز در رثاء و ماده تاريخ جماعتى از علما و هم در تاريخ بناى برخى از مساجد و معابد و غيرها سروده ، و اشعار خود را نيز جمع كرده و بر آن مقدمه‌ئى نگاشته كه نسخه آن موجود مىباشد ، و او بسال ( 1318 ) در اصفهان وفات يافته جنازه‌اش را بنجف اشرف حمل و در وادى السلام به خاك سپرده‌اند . م .