ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
803
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
( چنان كه در ديباچه كتاب اين اصطلاح را قرار داديم ) نوشته مىشود ، و اگرچه در بعضى از اين اجازات تصريح بروايت كردن ندارد ، ليكن چون در « الذريعة « آنها را جزو اجازات روايتى آورده ما هم متابعت نموديم : اول : آقا سيد ابراهيم صاحب « ضوابط » كه در ( جلد 2 سال 1214 ص 518 ش 201 ) گذشت س و خ ، و درس خواندن وى نزد وى مكشوف از اين است كه خود در ترجمه او نوشته : ( و كنت من المتطفلين على طلاب مجلس افضاله ) ، و روايتش از او به خط فرزندش آقا ميرزا مسيح در نزد نوادهاش آقاى حاج سيد محمد على ديده شد . دويم : حاج سيد اسد اللّه بيدآبادى كه در ( 1227 ) بيايد ، خ و س ، و خود در اجازه ملا محمد حسين كرمانى او را از مشايخ خويش آورده ، و نيز اجازهاش براى او كه تصريح بروايت او از پدرش سيد حجة الاسلام داشت و مورخ بتاريخ 9 ربيع الاول سنه 1286 بود در « رياض الابرار » نوادهء مجاز آقاى حاج سيد محمد على مذكور ديده شد . سيم : جدش آقا سيد جعفر كه در ( 1240 ) بيايد . س ، و در « رساله » احوال آباء و اجداد خود او را از اساتيد خويش نوشته . چهارم : آقا مير سيد حسن مدرس ( اعلى اللّه مقامه ) خ ، كه در ( جلد دويم سال 1210 ص 376 شماره 154 ) گذشت ، چنانكه خود در روضات در ترجمه خويش نوشته كه از وى روايت مىكند . ليكن در « الذريعة » اجازهء او را باجتهاديه وصف كرده ، و در « رياض الابرار » نوادهاش اصل آن اجازه ديده شد و تصريح بروايت دارد . و شايد دو اجازه از او داشته ، يكى در تصديق اجتهاد و ديگرى در روايت « 1 » . پنجم : پدرش حاجى ميرزا زين العابدين كه در مقدمه چاپ سيم روضات ( ص 10 ) وى را در جزو مجيزين او نوشته بدون تصريح باينكه اجازه او روايتى است يا غيره . ششم : خ و ر ، مرحوم شيخ قاسم بن محمد نجفى كه در ( 1290 ) بيايد و خود در « روضات : 228 » در ترجمه خود فرمايد كه او اجازه به من داد و من اجازه به او دادم ، و وى
--> ( 1 ) صاحب روضات بيش از يك اجازه كه تاريخش غره - ج 1 - 1270 باشد از مرحوم مدرس نداشتهاند ، و در همان اجازه اول تصريح باجتهاد مجاز به اين عبارت « فوجدته بالغا درجة الاجتهاد المطلق » نموده ، و سپس تصريح به اجازه روايت بدين نهج « و أجزته أن يروى عنى جميع ما صحت لى روايته » كرده است . م .