ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
760
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
* ( 328 - تولد نجفقلى ميرزاى والى قاجار ) * وى فرزند سيم حسينعلى ميرزاى فرمانفرما است كه در ( ج 1 سال 1203 ص 148 عنوان 83 ) گذشت ، و خود از شاهزادگان عصر خويش بوده و شعر هم مىگفته . و همانا او در اين سال - چنان كه در « فارسنامه . گفتار 2 : 111 در ضمن محله ميدانشاه » نوشته - متولد شده ، و در سنه 1247 دختر ميرزا منصور خان بهبهانى را كه پدر بر پدر والى و حكمران كوه گيلويه فارس بودهاند در ازدواج خود درآورد ، و پدرش وى را بميرزا منصور خان سپرده و روانه ناحيه كوه گيلويهاش نموده ، و پس از سالى وى را ملقب به والى كرد ، و شايد به همين مناسبت وى در اشعار والى تخلص مىكرده ، چنان كه در « مجمع الفصحا 1 : 62 » او را بعنوان والى قاجار ترجمه نموده ، و در سنه 1244 ميانه او و ميرزا منصور خان به هم خورده و با يكديگر جنگها نمودند ، و در همه فتح با ميرزا منصور خان بود ، و او در شيراز متوقف شد تا در سنه 1249 كه باز ايالت كوه گيلويه بميرزا منصور خان رسيد و او بدان ناحيت مراجعت نمود ، و در سنه 1250 كه پدرش گرفتار لشكر محمد شاه شد وى با برادر خود شاهزاده رضا قلى ميرزا نايب الاياله فرار كرده بعراق عرب رفت ، و آنجا در بغداد متوطن و از دولت انگليس وجهى بعنوان مشاهره درباره او برقرار گرديد . و او در آن سرزمين توقف داشت تا در سنه هزار و دويست و هفتاد و دو ، پس از مدت پنجاه سال قمرى عمر ، در بغداد وفات كرد ، و اين اشعار از او است : ساقى ، عرق بجاى مى ناب مىدهد * من مستحق آتشم او آب مىدهد سخن ز دور و تسلسل ديگر مگوى و مياور * بدور سلسلهء موج آب دجله پياله و چنان كه اين نجفقلى ميرزا در شعر تخلص والى داشته ، چند نفر ديگر تخلص والى مىنمودهاند . اول : والى استرآبادى ، كه در ( ج 1 سال 1198 عنوان 44 ص 84 ) گذشت .