ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

755

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

نه بيدارى ز ديده آموزد بخت * نه ديده ز بخت خفته آموزد خواب گيرم دايم بدوستى دل را خوست * او را و مرا چه سودى از عادت اوست با طايفه‌ئى دوست شود دل كايشان * هم دوست بدشمنند و هم دشمن دوست مانند شمايلت شمايل نشود * دل نيست كه بر رخ تو مايل نشود تا سال ديگر دلى نماند بجهان * امسال اگر حسن تو زايل نشود و چنان كه در صدر عنوان گفتيم ، در « الذريعة 9 : 432 شماره 2503 » وى را بعنوان سحاب اردوبادى ترجمه نموده ، و فرمايد : جد اعلايش از اردوباد باصفهان آمده . انتهى . و از اين شماره تا شماره 2506 چهار نفر شاعر سحاب تخلص را ذكر كرده : 1 - همين سحاب صاحب ترجمه بعنوان سحاب اردوبادى 2 - سحاب تفريشى كه در ( 1304 ) بيايد . 3 - سحاب چهار محلى ( رجوع شود به « شعراء معاصر اصفهان » ) . 4 - سحاب همدانى كه وى بنام شيخ حسنعلى از اعضاء انجمن همدان و در « دانشنامه » ذكر شده . * ( 325 - تولد محمد على پاشا ، حكيم بقلى ) * وى فرزند على ( فقيه جويلى ) ابن محمد جويلى ، و خود از اطبا و جراحين عصر خويش بوده كه در اين سال ( چنان كه در « معجم المطبوعات : 575 » نوشته ) در زاويهء بقلى در منوفيه متولد شده ، و در نه‌سالگى احمد بقلى وى را بقاهره آورده و بمدرسهء ابى - زعبل داخل نمود ، و آنجا علامت نجابت وحدت ذهن از او ظاهر شده و در جزو شاگردانى كه براى تحصيل طب برفتن پاريس برگزيده شدند درآمد ، و وى در پاريس بأخذ گواهينامه نائل گرديد و بعنوان استاد عمليات جراحى و تشريح بمصر بازگشت ، آنگاه به علت منافسه‌ئى كه وى را با پزشكان بيمارستان اروپائى روى داد براى تربيت طبيب بخرج دولت بقوصون رفت و پس از شش سال رئيس جراحى قصر عينى و طبيب خاص سعيد پاشا گرديد ،