ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

740

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

« الذريعة 9 : 8 ش 666 ) فرمايد وى « ديوانى در اشعار » دارد ، انتهى . و در « مجمع 1 : 13 » اين اشعار را از او آورده : تا سگ نفس تو گرگ شير شكار است * شير تو دايم ز بيم گرگ نزار است تا كه نزار است شير و گرگ تو فربى * گرگ ترا به ز صيد شير چه كار است عقل گرفتم چو شير و جهل چو مور ، آه * شير يكى مور بيشتر ز هزار است آتش شهوت به آب طاعت بنشان * ور نه تنت مستحق سوزش نار است هرچه شرار است مستعد شرير است * هركه شرير است مستحق شرار است نفس يكى ديو ريو و عقل پرىوار * بستهء اين ديو ريو بيهده‌كار است چيست به غير از چهار خلط و سه ارواح * آن صنمى كز غمش دل تو فكار است تا اينكه فرمايد : گر تو بجوئى ز قيد نفس رهائى * چاره نه جز لطف پادشاه كبار است شاه دوعالم على سيم آن كو * هشتم اين خاندان هشت و چهار است ايرج ميرزا فرزندى داشته بنام غلامحسين ميرزاى صدر الشعراء ، و فرزند او ايرج ميرزاى شاعر است كه در ( 1291 ) بيايد . * ( 316 - تولد مرحوم محمد شاه قاجار ) * وى فرزند مرحوم عباس ميرزا نايب‌السلطنه است كه در ( ج 1 سال 1203 شماره 82 ص 146 ) گذشت . مرحوم محمد شاه ، پادشاهى با مشرب عرفان قرين و در مملكت‌دارى به بىكفايتى موصوف بوده ، و چون يك سفر بهرات بجنگ رفت بپادشاه غازى معروف گرديد ، و همانا خود پس از گذشتن چهار ساعت و بيست و هشت دقيقه از روز سه‌شنبه ششم ماه ذى القعدة - الحرام اين سال ، چنان‌كه در « تاريخ قاجاريه 2 : 1 » نوشته مطابق ( . . . ) جدى ماه برجى بطالع حمل 21 درجه و 2 دقيقه متولد شده ، و در بعضى از مواضع به نظر رسيد كه زايجه