ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
719
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
شيخ ابراهيم روايت مىكند از سه نفر اساتيدش كه ذكر شدند ، ليكن تغلب شعر بر وى جنبهء فقاهتش را مستور نمود . و او را منظومهئى است در فقه نزديك بهزار و پانصد بيت كه سى بيت اول آن را از كتاب طهارت شرح هم نموده ، و آغاز منظومه اين است : الماء اما مطلق و ذاك ما * يسبق للفهم اذا ما قيل ما و بهطورىكه در « الذريعة : 9 شماره 105 » فرموده وى « ديوانى در اشعار » دارد كه آن را شيخ محمد سماوى كه در ( 1293 ) بيايد جمع كرده و به دو قسمت مرتب نموده : 1 - در مخمسات 2 - در قصائد ، انتهى . و اينك اين چند شعر از او در قصيدهئى كه براى حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) سروده اينجا نوشته مىشود : ما أنس لا أنس مسراهم غداة غدوا * الى الكريهة فى جد و تشمير ثاروا ؟ ؟ ؟ و قد ثوب الداعى كما حملت * اسد العرين الى سرب اليعافير من كل معتصم بالحق ملتزم * بالصدق متسم بالخير مذكور فلا تعاين منهم غير مندفع * كالسيل يخبط مثبورا بمثبور كل يرى العز كل العز مصرعه * بالسيف كى لا يعانى ذل مأسور و حين جاء الردى يبغى القرى سقطوا * على الثرى بين مذبوح و منحور طوبى لهم فلقد نالوا بصبر هم * أجرا و أى صبور غير مأجور كريهة ، شكر البارى مساعيهم * فيها و يا رب سعى غير مشكور مبرئين عن الآثام طهرهم * دم الشهادة منها أى تطهير شيخ ابراهيم ، پس از مدت شصت و سه سال قمرى عمر ، در سنه هزار و دويست و هشتاد و چهار ، در طيبه وفات كرد ، و در آن وقت برفى سخت در آن سرزمين آمده بود كه از آستانهء خانه نمىشد بيرون آمد ، و ازاينرو سه روز جسدش گذاشته بود ، و روز چهارم با مشقتى تمام قبرى در برابر قبر پدر و جدش براى او كنده و وى را دفن كردند ، و تاريخ وفات او بدين نحو در « اعيان الشيعة » جزء 5 ( جلد 6 ) است ، ليكن در « شهداء الفضيله » در اوراق ما بين ( ص 232 و 233 ) وفات وى را در سنه 1278 نوشته ، و آن بدلائل عديده غلط است ، از آن جمله اينكه در همانجا پس از چند سطر تولد فرزندش شيخ عبد الحسين