ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
391
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
سال تاريخ وفاتش خواستم * گفت عشرت : حجت دين شد تمام و هم در مرثيه و مادهء تاريخ وفات مرحوم حاجى اكبر نواب كه در ( 1263 ) بيايد گفته : جاى اندر ظل عرش خالق اكبر گرفت * عالم اكبر چو روح او ز عالم پر گرفت خواجهء ارباب دولت فيلسوف معرفت * آن كه دانش در وفاتش از فنا ساغر گرفت حاجى اكبر نام ناميش لقب نواب و صدر * حكم از او نوبت زن آمد امر از او مصدر گرفت نظم موزونش كه گفتى رشتهئى از گوهر است * در منثورش شنيدى گوش در زيور گرفت آسمانها سلم عرشاند و بام قدر او * تا چه باشد سلمش چون قدر بالاتر گرفت جامع معقول بود و حاوى منقول گشت * شرع و حكمت را قرين فرمود و بحر و برگرفت ظلمت بحرش نياوردى برخ زنگ ظلام * از ضميرش گر يكى آئينه اسكندر گرفت مقطع و مبداى دانش خواندمش نبود عجب * دايرهء پايان او را مىتوانى سرگرفت وسعت خلق ورا ديده است و آن كوچكدلى * آن كه در جرم صغيرى عالم اكبر گرفت تا ز مرگ او همى خاك سيه بر سر كند * مهر انور جاى اندر تل خاكستر گرفت چون غم فوتش ز غمهاى ديگر اكبر بدى * عقل تاريخ وفاتش را ( غم اكبر ) گرفت و اين ماده چنانكه مىبينى 1263 مىشود و شنيدى كه خود آن جناب هم در اين سال ( البتّه بعد از فوت نواب ) وفات كرده و بنابراين مادهء تاريخ خود او هم همين كلمهء ( غم اكبر ) خواهد بود . * ( 156 - وفات حاجى عبد الله فروغ شاعر تبريزى ) * حاجى عبد اللّه از شعراء زمان بوده ، و در هندوستان با ميرزا محمد على فروغ اصفهانى مطارحت و مشاعرت داشته و بر او فائق آمده و در أواخر عمر با لباس درويشى به شهر بنارس رفته و در آنجا در اين سال وفات كرد چنانكه در « دانشمندان آذربايجان : 296 » نوشته .