ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
383
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
و از اين هشت نفر ، مرحوم حاج ميرزا زين العابدين فقط شيخ اجازت روايت و صاحب جواهر هم استاد درس و هم شيخ روايت است ، و شش نفر ديگر فقط استاد درساند . و همانا اين فقير خود از مرحوم آقا مير سيد حسن ثانى نوادهء آن جناب فرزند مرحوم آقا مير محمد تقى شنيدم كه مىفرمود : آن جناب را اعتناء و اعتقاد باجازت روايت و استجازت از مشايخ نبوده ، و لذا هيچوقت از أساتيد خود اجازت نخواست تا اينكه تلامذهء آن بزرگوار از او اجازت روايت خواستند و او خود را بىاسناد ديده و محتاج باجازت گرديد ، پس بشاگرد محقق بىنظير خود مرحوم آقا ميرزا محمد هاشم امر كرد كه وى از پدر خود مرحوم حاجى ميرزا زين العابدين خوانسارى براى او اجازهء روايتى بگيرد ، و حاجى ميرزا زين العابدين پس از اطلاع با نهايت افتخار اجازتى در روايت براى او نوشته و ارسال داشت ، و سند روايتى او فقط منحصر بدينطريق است ، و متصل به همين جناب مىباشد ، انتهى . ليكن مرحوم آقا ميرزا محمد باقر چهارسوئى ( أعلى اللّه مقامه ) در اجازهء ملا حسين كرمانى ، هم روايت او را از صاحب جواهر ذكر كرده ، و ظاهرا اين تذكر او بلزوم روايت بعد از حدود 1262 بوده كه وى پس از استجازت از حاجى ميرزا زين العابدين از استاد خود صاحب جواهر نيز اجازه گرفته و اساتيد ستهء ديگر او هيچيك زنده نبودهاند كه وى از آنها اجازه بگيرد . و بههرحال ، چنانكه نوشتيم نفس او در ترقى شاگردان تأثيرى غريب داشته و ازاينرو از بلاد عديده براى تلمذه رو بسوى او مىنمودهاند و شاگردان كثيره از مدرس مقدس او برخاستهاند كه چندين نفر ايشان از اجلهء علماء اعلام و اعاظم محققين و مروجين اسلام و مراجع أنام گرديدهاند ، و اينك أسماء بعضى از آنها كه نزد او درس خوانده يا از وى اجازت روايت گرفتهاند نوشته مىشود : اول مرحوم ملا حيدر اصفهانى كه در ( 1288 ) بيايد « ش » . دوم مرحوم حاجى ملا شكر اللّه لواسانى كه در ( 1319 ) بيايد « ش » . سيم ملا على اصغر خوسفى بيرجندى . چهارم ملا على اصغر ابن محمد حسن سرچاهى بيرجندى ، و اين دو شاگرد بوده و در ( 1293 ) بيايند . پنجم مرحوم آقا ميرزا أبو المعالى محمد كرباسى ( أعلى اللّه مقامه ) كه در ( 1247 ) بيايد . ششم مرحوم ملا محمد باقر بن جعفر فشاركى عليه الرحمة