ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

380

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

درس خواند . آن‌گاه بمدارس علماء آن عصر در اصفهان مانند شيخ محمد تقى ايوان‌كيى و حاجى كرباسى حاضر شد ، و هم شطرى از علوم عقليه را در نزد ملا على نورى دريافت . و بعد از چندى بعتبات عاليات رفت و آنجا مدتى در كربلا در خدمت شريف العلماء و شيخ محمد حسين صاحب « فصول » در اصول ، و در نجف در نزد شيخ محمد حسن صاحب « جواهر » در فقه تحصيل كرد ، و بعد از آن زمانى برياضت و تكميل نفس پرداخته و باز باصفهان برگشت و ثانيا بمجلس درس حاجى كرباسى حاضر شد و چون خود را مستغنى از مجلس درس وى ديد ، بعدا باز با برادر خود آقا مير زين العابدين بعتبات رفت و چندى مانده و باز باصفهان آمد و خود در خانه خويش بتدريس پرداخت و مانند استادش حاجى كرباسى چنان‌كه در « درة البيضاء » تصريح بدان فرموده همى بكرسى برنشست ، و اصولى مركب از اصول اساتيد خود يعنى شريف العلماء و شيخ محمد تقى و صاحب فصول و حاجى كرباسى ترتيب داده ، و اين وقت است كه بيانات خوش و تقريرات دلكش وى در أطراف بلاد منتشر گرديد و چنان‌كه در « مستدرك » فرموده علماء و طلاب از اطراف بلدان شد رحال براى استفادت علوم شرعيه بسوى او كردند و آوازهء حسن سليقت و جودت طريقت او در تدريس عالم‌گير شد ، تا آنجا كه به مدرس مطلق معروف گرديد ، و بااين‌كه سال‌ها بود اين كلمه خاص مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم مدرس ( كه در ج 1 سال 1202 عنوان 74 ص 129 گذشت ) شده و بعد از وفاتش در خانوادهء او مانده بود آن جناب هم بدين كلمه شهرت يافت و بعد از وى هم تاكنون در خانوادهء او باقى است ، و افراد اين دو طايفه آن را در اين سنوات اخيره نام خانوادگى خود قرار داده‌اند و بكلمهء خاتون‌آبادى و صادقى و غيره از يكديگر امتياز مىيابند . و مرحوم حاجى كرباسى از اين مجلس تدريس و آن‌هم بر كرسى با آن شهرتش بسادگى و ازدنياگذشتگى قدرى رنجش بهم رسانيد و بحكومت وقت در اصفهان منوچهر خان معتمد الدوله اظهار نمود ، و او خود بنفسه روزى به طرف خانه وى آمده اتفاقا در موقعى كه تلامذه از مجلس درس برخاسته بودند و آن مرجعيت و مطبوعيت و اهميت و متبوعيت را كه ديد حاجى را ساكت فرمود ، ليكن مرحوم آقا مير سيد حسن ( قدس سره ) از حسن فطرت و خلوص نيت هيچ به اين مطلب وقعى ننهاد و بأخلاق فاضله و ملكات ملكوتيه همى به كار خويش ادامه داد . در « روضات الجنات » فرمايد : لم أر فى قدسية ذاته ثانيه ، و لا فى ملكية